1
00:00:15,666 --> 00:00:16,916
زلزله!
🔥مترجم virtualer🔥
🌌vmail4456@gmail.com🌌

2
00:00:16,916 --> 00:00:18,083
فرار کنید!

3
00:00:18,375 --> 00:00:20,083
معدن داره فرو می‌ریزه

4
00:00:20,333 --> 00:00:22,250
فرار کنید

5
00:00:30,791 --> 00:00:32,708
ریزش

6
00:00:33,708 --> 00:00:36,541
فرار کنید! رانش زمین!

7
00:00:37,458 --> 00:00:39,833
فرار کنید! رانش زمین شد!

8
00:01:25,000 --> 00:01:29,375
جادوگر که جادوگر است

9
00:01:53,125 --> 00:01:55,291
می‌کوبمت تا بمیری، ای جادوگر لعنتی!

10
00:02:11,791 --> 00:02:14,583
عالیجناب واقعاً خیلی شلوغ هستند!

11
00:02:14,583 --> 00:02:17,083
حتی برای حکمرانی بعدی هم وقت ندارند.

12
00:02:18,083 --> 00:02:20,583
کارتر، تو گفتی

13
00:02:20,583 --> 00:02:23,583
این بار عالیجناب از رختخواب بلند می‌شن یا نه؟

14
00:02:28,166 --> 00:02:29,416
درست حدس زدی

15
00:02:29,416 --> 00:02:33,500
شهر مرزی دوردست ما جمعیت کم داره و گرفتار جادوگری هم هست.

16
00:02:33,500 --> 00:02:35,666
احتمالاً عالیجناب دلش نمی‌خواد بیشتر بمونه.

17
00:02:36,458 --> 00:02:38,833
بیایید زود برگردیم به قلعه‌ی خاکستری.

18
00:02:50,583 --> 00:02:51,583
تیر

19
00:02:51,583 --> 00:02:52,958
آقای بالوف

20
00:02:54,125 --> 00:02:55,291
عالیجناب کجاست؟

21
00:02:55,291 --> 00:02:58,041
عالیجناب هنوز خواب هستن

22
00:02:59,791 --> 00:03:04,791
عالیجناب

23
00:03:06,791 --> 00:03:09,583
عالیجناب، وقت شده.

24
00:03:27,458 --> 00:03:30,416
عالیجناب

25
00:03:31,000 --> 00:03:33,625
عالیجناب، بیدار شین!

26
00:03:34,208 --> 00:03:35,625
عالیجناب

27
00:03:40,375 --> 00:03:42,000
عالیجناب

28
00:03:42,000 --> 00:03:42,291
این ...
عالیجناب.

29
00:03:42,291 --> 00:03:43,208
وقت اعدام جادوگر رسیده.
این ...

30
00:03:43,208 --> 00:03:44,583
وقت اعدام جادوگر رسیده.

31
00:03:44,583 --> 00:03:47,500
همه منتظر حکم شما هستند.

32
00:03:49,791 --> 00:03:53,041
چه حکمی؟

33
00:03:54,666 --> 00:03:55,583
دارم خواب می‌بینم؟

34
00:03:55,583 --> 00:03:56,583
عالیجناب

35
00:03:57,125 --> 00:04:00,083
این همه واقعی‌اند...

36
00:04:05,583 --> 00:04:06,583
عالیجناب

37
00:04:06,916 --> 00:04:09,666
شما

38
00:04:12,208 --> 00:04:16,958
عالیجناب، حالتون خوبه؟

39
00:04:20,791 --> 00:04:24,625
باروف، اسمت باروفه

40
00:04:24,708 --> 00:04:26,625
بله عالیجناب

41
00:04:26,916 --> 00:04:31,250
بله، بنده‌ی شما باروف هستم.

42
00:04:31,500 --> 00:04:35,208
عالیجناب، وقت اعدامه. بریم بیرون.

43
00:04:45,166 --> 00:04:46,666
بذارید ببینیم چی میشه.

44
00:04:54,625 --> 00:04:56,541
عالیجناب، چی شده؟

45
00:04:58,291 --> 00:05:00,333
عالیجناب، زود بریم.

46
00:05:01,083 --> 00:05:03,000
دقیقاً من از چی رد شدم؟

47
00:05:10,791 --> 00:05:12,208
عالیجناب دارن میان بیرون!

48
00:05:38,750 --> 00:05:45,000
عالیجناب

49
00:05:45,708 --> 00:05:47,791
سکوت

50
00:05:47,791 --> 00:05:49,791
به دارش آویزون کنید

51
00:05:53,083 --> 00:05:55,333
جادوگر

52
00:06:07,416 --> 00:06:10,333
عالیجناب، لطفاً هرچه زودتر حکم صادر کنید.

53
00:06:10,625 --> 00:06:13,375
این همون جادوگریه که می‌گید؟

54
00:06:13,541 --> 00:06:15,083
بله عالیجناب.

55
00:06:16,000 --> 00:06:17,583
شکار جادوگر

56
00:06:18,375 --> 00:06:20,666
نه، این خیلی مضحکه.

57
00:06:22,916 --> 00:06:26,416
خسته‌ام، حکم رو بذارید برای روز دیگه. امروز همه برن خونه.

58
00:06:26,458 --> 00:06:26,791
عالیجناب شوخی نمی‌کنن.

59
00:06:26,791 --> 00:06:27,500
عالیجناب، عالیجناب شوخی نمی‌کنن.

60
00:06:27,500 --> 00:06:28,583
عالیجناب شوخی نمی‌کنن.

61
00:06:29,500 --> 00:06:32,083
وقتی هویت جادوگر تأیید شد، باید فوراً اعدام بشه.

62
00:06:32,333 --> 00:06:34,458
وگرنه جادوگرهای دیگه رو جذب می‌کنه.

63
00:06:34,458 --> 00:06:37,375
کاتلانیس

64
00:06:37,375 --> 00:06:38,625
بله عالیجناب

65
00:06:41,208 --> 00:06:43,708
شوالیه‌ی ارشد من

66
00:06:43,708 --> 00:06:44,708
بله

67
00:06:45,791 --> 00:06:47,833
دیگه نمی‌ترسید، نه؟

68
00:06:48,250 --> 00:06:50,583
بهتر نیست جادوگرهای بیشتری بیان تا یکجا همه رو بگیریم؟

69
00:06:51,208 --> 00:06:52,958
اما

70
00:07:01,125 --> 00:07:03,583
چرا عالیجناب جادوگر رو به دار نزد؟

71
00:07:19,875 --> 00:07:22,833
در این قاره‌ی باستانی

72
00:07:23,958 --> 00:07:26,250
زنانی بودند

73
00:07:26,791 --> 00:07:29,583
که توانایی‌های خارق‌العاده داشتند.

74
00:07:29,791 --> 00:07:32,875
به آنها جادوگر می‌گفتند.

75
00:07:33,500 --> 00:07:36,375
جادوگران را تجسم شیطان می‌دانستند.

76
00:07:36,625 --> 00:07:40,625
به تحریک کلیسا، چهار پادشاهی قاره

77
00:07:40,625 --> 00:07:44,541
قلعه‌ی خاکستری، دال‌ولف‌هارت، اوروینتر و ...

78
00:07:44,666 --> 00:07:49,916
شکار جادوگران نزدیک به یک قرن ادامه داشت.

79
00:07:50,458 --> 00:07:54,333
سال ۱۱۸۴ تقویم قاره‌ی پادشاهی

80
00:07:55,291 --> 00:07:59,583
پادشاه ال-ریان ویمبلدون از قلعه‌ی خاکستری فرمان جانشینی صادر کرد.

81
00:08:00,125 --> 00:08:04,125
او به پنج فرزندش به عنوان ارباب پنج شهر، اقطاع اعطا کرد.

82
00:08:04,375 --> 00:08:06,041
۵ سال

83
00:08:06,291 --> 00:08:11,500
جانشین تاج و تخت بر اساس میزان موفقیت در اداره در آن زمان تعیین می‌شود.

84
00:08:11,791 --> 00:08:15,125
شاهزاده‌ی چهارم، رولند ویمبلدون، مأمور شد...

85
00:08:15,250 --> 00:08:20,875
او به عنوان ارباب شهر مرزی، غربی‌ترین شهر پادشاهی، منصوب شد.

86
00:09:35,541 --> 00:09:37,250
یک شاهزاده‌ی غیرقابل اعتماد

87
00:09:38,000 --> 00:09:39,791
یک قلمروی ناچیز

88
00:09:40,625 --> 00:09:42,375
یک جامعه‌ی بی‌تمدن

89
00:09:43,541 --> 00:09:45,750
یک عصر جهل و تاریکی

90
00:09:47,375 --> 00:09:50,000
یک نبرد ناگهانی برای تاج و تخت

91
00:09:52,291 --> 00:09:56,041
در این دنیای پرآشوب چه کاری از دستم برمی‌آید؟

92
00:10:22,000 --> 00:10:24,583
حالا که اینجایم، باید از موقعیت بهترین استفاده رو بکنم.

93
00:10:31,250 --> 00:10:36,125
از امروز به بعد، من رولند ویمبلدون هستم.

94
00:10:40,958 --> 00:10:42,791
صبح به خیر، عالیجناب.

95
00:10:44,250 --> 00:10:46,291
عالیجناب، خواستید ببینم؟

96
00:10:47,166 --> 00:10:48,916
باروف بشین.

97
00:10:49,958 --> 00:10:50,958
متشکرم.

98
00:11:00,250 --> 00:11:03,958
عالیجناب، چرا دیروز فرمان اعدام ندادید؟

99
00:11:03,958 --> 00:11:06,583
این موضوع خیلی مهمه و نباید به تعویق بیفته.

100
00:11:06,583 --> 00:11:07,958
اوه، چطور بگم؟

101
00:11:09,041 --> 00:11:13,250
یک نگهبان گزارش داد که در جنگل غربی آثاری از یک جادوگر مشکوک پیدا شده.

102
00:11:13,250 --> 00:11:15,250
این را آنجا پیدا کردند.

103
00:11:15,958 --> 00:11:18,416
کوه مقدس و نشان چشم اهریمن

104
00:11:18,416 --> 00:11:20,833
این نشان انجمن همیاری جادوگران است.

105
00:11:21,416 --> 00:11:24,083
انجمن همیاری جادوگران چیست؟

106
00:11:24,541 --> 00:11:26,208
یک سازمان از جادوگران

107
00:11:26,208 --> 00:11:27,541
قبل از اینکه به وجود بیاد

108
00:11:27,541 --> 00:11:29,250
جادوگران همه تنها عمل می‌کردند.

109
00:11:29,458 --> 00:11:30,791
اما انجمن همیاری فرق می‌کنه.

110
00:11:30,791 --> 00:11:33,333
می‌خواد همه‌ی جادوگران رو دور هم جمع کنه.

111
00:11:33,333 --> 00:11:35,625
با هم به دنبال به اصطلاح کوه مقدس بگردند.

112
00:11:36,708 --> 00:11:38,541
شما گفتید کوه مقدس

113
00:11:38,666 --> 00:11:43,125
شایعه شده که فقط با رفتن به کوه مقدس می‌تونند آرامش ابدی پیدا کنند.

114
00:11:43,125 --> 00:11:47,916
به این منظور، انجمن همیاری حتی دیگران رو فعالانه به جادوگر شدن ترغیب می‌کرده.

115
00:11:48,125 --> 00:11:51,208
مگر پارسال یه گروه از نوزادان دختر در بندر بیشویی ناپدید نشدند؟

116
00:11:51,208 --> 00:11:53,208
شایعه شده که کار آنها بوده.

117
00:11:54,333 --> 00:11:57,541
نگرانید که اگر انجمن همیاری بشنوه که اون نمرده، به کمکش بیاد؟

118
00:11:57,708 --> 00:11:59,541
دقیقاً همین طوره، عالیجناب.

119
00:11:59,541 --> 00:12:02,041
آن دیوانه‌ها حتی بچه می‌دزدیدند.

120
00:12:02,041 --> 00:12:04,750
احتمالاً یه جادوگر رو هم رها نمی‌کنند.

121
00:12:04,750 --> 00:12:07,875
عالیجناب، باید هرچه زودتر اون جادوگر رو اعدام کنید.

122
00:12:07,875 --> 00:12:10,333
اگه همدستاش رو جذب کنه، دردسر می‌شه.

123
00:12:10,333 --> 00:12:14,458
وقتی کسی جادوگر می‌شه، قدرت وحشتناکی به دست می‌آره.

124
00:12:14,458 --> 00:12:17,000
حتی شوالیه‌ها هم به سختی می‌تونند با اون برابری کنند.

125
00:12:17,666 --> 00:12:21,333
داری از قدرت حرف می‌زنی، چه قدرتی؟

126
00:12:21,333 --> 00:12:23,208
چطور تونستید دستگیرش کنید؟

127
00:12:23,208 --> 00:12:25,916
چند روز پیش، معدن دامنه‌ی شمالی ریزش کرد.

128
00:12:25,916 --> 00:12:28,583
جادوگری که استفاده کرد هویتش رو فاش کرد.

129
00:12:28,916 --> 00:12:30,125
چه جادویی؟

130
00:12:30,208 --> 00:12:33,583
شعله‌های اهریمنی رها کرد.

131
00:12:33,583 --> 00:12:35,125
یک نفر سوخت و مرد.

132
00:12:35,208 --> 00:12:37,666
ظاهراً قربانی آب شده بود.

133
00:12:37,666 --> 00:12:41,541
سر و بیشتر بدنش روی زمین پهن شده بود.

134
00:12:41,708 --> 00:12:44,958
کاش اون صحنه رو ندیده بودید.

135
00:12:44,958 --> 00:12:48,875
پس عالیجناب، باید هرچه زودتر با اون جادوگر تسویه کنیم.

136
00:12:49,041 --> 00:12:50,583
ببرید پیشش.

137
00:12:50,583 --> 00:12:54,000
چی؟ می‌خواید اون جادوگر رو ببینید؟

138
00:12:55,041 --> 00:12:56,083
درسته

139
00:12:58,166 --> 00:13:01,166
عالیجناب

140
00:13:01,166 --> 00:13:02,791
صبر کنید

141
00:13:02,791 --> 00:13:04,791
عالیجناب

142
00:13:05,833 --> 00:13:08,458
اما چرا دار؟

143
00:13:09,708 --> 00:13:13,791
روش معمول اعدام جادوگران سوزاندن نیست؟

144
00:13:13,916 --> 00:13:18,791
واقعاً؟ اما اون از آتش نمی‌ترسه.

145
00:13:20,083 --> 00:13:22,375
عالیجناب، کاری که می‌کنید خیلی خطرناکه.

146
00:13:22,541 --> 00:13:24,500
طرف مقابل یه جادوگر شیطانیه.

147
00:13:24,500 --> 00:13:27,791
حتی اگه با زنجیرهای عذاب الهی بسته شده، بازم خطرناکه.

148
00:13:28,708 --> 00:13:31,333
اگر جرئت رویارویی مستقیم با شر رو نداشته باشیم، چطور می‌تونیم شکستش بدیم؟

149
00:13:31,958 --> 00:13:34,125
فکر می‌کردم شوالیه‌ی ارشد من این اصول رو می‌دونه.

150
00:13:34,125 --> 00:13:36,125
این بستگی به توانایی هم داره.

151
00:13:36,125 --> 00:13:37,500
بی‌پروایی با شجاعت فرق داره.

152
00:13:37,500 --> 00:13:40,458
پس می‌خواید بگید وقتی با دشمن ضعیف‌تر روبرو می‌شید، می‌تونید از عدالت دفاع کنید؟

153
00:13:40,708 --> 00:13:42,750
ولی وقتی با دشمن قدرتمند روبرو می‌شید، باید چشم‌پوشی کنید؟

154
00:13:43,833 --> 00:13:46,041
نه عالیجناب، منظورم این نبود.

155
00:14:53,666 --> 00:14:55,916
نترسید، کارتر عقب برو.

156
00:14:55,916 --> 00:14:57,333
اما عالیجناب

157
00:14:58,875 --> 00:15:00,166
اسمتون چیه؟

158
00:15:00,958 --> 00:15:02,250
من ارباب شهر مرزی هستم

159
00:15:02,541 --> 00:15:05,291
رولند ویمبلدون، شاهزاده‌ی چهارم پادشاهی قلعه‌ی خاکستری

160
00:15:05,541 --> 00:15:07,125
اسم شما چیه؟

161
00:15:08,666 --> 00:15:10,291
اسم من آناست.

162
00:15:11,000 --> 00:15:13,708
اون روز تو معدن چه اتفاقی براتون افتاد، خانم آنا؟

163
00:15:13,708 --> 00:15:15,708
می‌خوام دقیق برام تعریف کنید.

164
00:15:20,791 --> 00:15:23,291
پدرم معدن‌چی بود.

165
00:15:24,250 --> 00:15:27,083
موقع ریزش معدن داشت اونجا کار می‌کرد.

166
00:15:28,166 --> 00:15:30,416
دویدم تو معدن تا پیداش کنم.

167
00:15:31,000 --> 00:15:32,041
به خاطر رانش زمین

168
00:15:32,708 --> 00:15:34,833
پای پدرم زیر سنگ‌ها گیر کرده بود.

169
00:15:36,041 --> 00:15:37,708
یه معدن‌چی دیگه که با اون فرار کرده بود

170
00:15:38,250 --> 00:15:41,125
می‌خواست از فرصت استفاده کنه و چند سکه‌ی ناچیز اون رو بدزده.

171
00:15:42,458 --> 00:15:45,250
اون تمام پس‌انداز پدرم بود.

172
00:15:45,958 --> 00:15:48,833
تنها تکیه‌گاه ما بود، تنها چیزی که برای زنده موندن بهش وابسته بودیم.

173
00:15:49,708 --> 00:15:53,041
به همین خاطر پدرم با جونش مقاومت کرد.

174
00:15:54,583 --> 00:15:56,208
درست وقتی بهشون رسیدم

175
00:15:56,208 --> 00:16:00,916
دیدم که معدن‌چی کلنگش رو بلند کرده تا پدرم رو بکشه.

176
00:16:01,666 --> 00:16:06,458
پس من اون رو کشتم.

177
00:16:10,958 --> 00:16:12,541
پس چطور دستگیر شدی؟

178
00:16:13,708 --> 00:16:16,208
یکی بهم خیانت کرد.

179
00:16:16,208 --> 00:16:18,916
کی بهت خیانت کرد؟

180
00:16:24,250 --> 00:16:26,166
پدرش بود عالیجناب.

181
00:16:26,166 --> 00:16:30,125
چی؟ می‌گید پدرش بهش خیانت کرده؟

182
00:16:32,166 --> 00:16:35,375
احتمالاً برای جایزه.

183
00:16:35,375 --> 00:16:37,333
کشف و گزارش جادوگر

184
00:16:37,333 --> 00:16:40,125
جایزه‌اش ۲۵ اژدهای طلاست.

185
00:16:40,125 --> 00:16:42,041
برای کسی که پاش شکسته

186
00:16:42,041 --> 00:16:45,000
این یعنی تضمینی برای مابقی عمر.

187
00:16:49,000 --> 00:16:52,708
چطور اون مرد بزرگسال رو کشتی؟

188
00:16:55,708 --> 00:16:59,541
همون قدرتی که گفتید، قدرت اهریمنی.

189
00:16:59,916 --> 00:17:01,708
آره؟ قدرت اهریمن.

190
00:17:02,000 --> 00:17:03,500
می‌تونم ببینمش؟

191
00:17:04,375 --> 00:17:05,416
عالیجناب

192
00:17:05,416 --> 00:17:08,833
عالیجناب، در حال حاضر فقط سنگ عذاب الهی جلوی اون رو گرفته.

193
00:17:08,833 --> 00:17:11,791
عواقب آزاد کردنش غیرقابل تصوره.

194
00:17:11,958 --> 00:17:14,041
این اولین باره که جادوگر می‌بینید، قربان؟

195
00:17:15,333 --> 00:17:18,208
کنجکاوی تون ممکنه باعث مرگتون بشه.

196
00:17:18,208 --> 00:17:19,958
اگر واقعاً یه شیطان شیطونی

197
00:17:20,333 --> 00:17:23,333
پس نباید من می‌مردم، بلکه پدرت می‌مرد.

198
00:17:36,250 --> 00:17:37,791
عالیجناب

199
00:17:37,791 --> 00:17:39,166
عالیجناب، چه کار می‌خواید بکنید؟

200
00:17:40,375 --> 00:17:41,375
عالیجناب

201
00:17:41,375 --> 00:17:43,666
عالیجناب، دارید چیکار می‌کنید؟

202
00:17:48,541 --> 00:17:52,333
بیا، تو فقط یه دختر بدبختی.

203
00:17:53,125 --> 00:17:55,083
یا یه شیطون با بازیگری عالی

204
00:17:55,666 --> 00:17:57,083
بذار ببینم.

205
00:17:58,875 --> 00:17:59,916
عالیجناب

206
00:18:22,666 --> 00:18:24,541
عالیجناب، لطفاً فوراً اینجا رو ترک کنید.

207
00:18:24,916 --> 00:18:25,750
کارتر

208
00:18:25,916 --> 00:18:27,500
یه کم صبر کن ببین.

209
00:18:28,250 --> 00:18:29,541
این موقع چه چیزی رو ببینیم؟

210
00:18:29,791 --> 00:18:32,500
شعله ها نسوختند.

211
00:18:35,833 --> 00:18:37,708
آگاهانه شعله‌ها رو کنترل می‌کرد.

212
00:18:38,333 --> 00:18:39,791
نیتش این نبود که به ما آسیب بزنه.

213
00:18:45,083 --> 00:18:46,083
عالیجناب

214
00:18:46,333 --> 00:18:47,041
عالیجناب

215
00:19:23,166 --> 00:19:27,000
کنجکاوی تون برآورده شد، قربان؟

216
00:19:27,958 --> 00:19:31,125
حالا می‌تونید من رو بکشید؟

217
00:19:49,666 --> 00:19:51,708
خانم آنا

218
00:19:53,000 --> 00:19:54,416
می‌خوام استخدامتون کنم.

219
00:20:00,333 --> 00:20:02,041
قانون دوم ترمودینامیک

220
00:20:02,666 --> 00:20:05,666
انتقال گرما از جسم سردتر به جسم گرمتر غیرممکن است

221
00:20:05,666 --> 00:20:07,291
بدون ایجاد اثرات دیگر

222
00:20:08,250 --> 00:20:10,125
ممکن است استخراج گرما از یک منبع گرمایی واحد غیرممکن باشد

223
00:20:10,208 --> 00:20:13,541
تا آن را بدون تولید هیچ اثر دیگری به طور کامل به کار مفید تبدیل کند.

224
00:20:14,916 --> 00:20:18,791
در یک فرآیند برگشت‌ناپذیر، افزایش بینهایت کوچک آنتروپی همیشه بزرگتر از صفر است.

225
00:20:21,625 --> 00:20:24,666
رهایی از مشکل افزایش آنتروپی و توانایی خلق از هیچ

226
00:20:25,125 --> 00:20:26,916
قدرت جادوگران اینقدر راحته

227
00:20:30,375 --> 00:20:31,625
بفرمایید

228
00:20:35,500 --> 00:20:37,500
صبح به خیر، عالیجناب.

229
00:20:38,666 --> 00:20:39,541
باروف

230
00:20:40,208 --> 00:20:42,083
کاری که گفتم انجام شد؟

231
00:20:42,166 --> 00:20:44,041
عالیجناب انجامش دادند.

232
00:20:44,208 --> 00:20:46,500
جادوگر ظهر به دار آویخته شد.

233
00:20:46,583 --> 00:20:49,708
زندانی کلاه به سر داشت و کسی متوجه چیز غیرعادی نشد.

234
00:20:50,458 --> 00:20:51,666
خیلی خوب

235
00:20:51,666 --> 00:20:53,750
حالا لطفاً چند تا مواد برام آماده کن.

236
00:20:53,750 --> 00:20:55,666
بفرمایید

237
00:20:56,250 --> 00:21:01,208
گزارش خلاصه‌ای از مالیات تجارت و هزینه‌های ثابت شهر مرزی در ده سال گذشته نیاز دارم.

238
00:21:02,000 --> 00:21:04,375
و بذار ببینم...

239
00:21:05,166 --> 00:21:09,875
کارگاه‌های آهنگری، نساجی و سفالگری تو شهر رو هم

240
00:21:09,875 --> 00:21:11,750
آمار تعداد و اندازه‌شون رو بگیر.

241
00:21:11,750 --> 00:21:12,875
یه گزارش دقیق بهم بده

242
00:21:13,458 --> 00:21:15,625
همچنین جمعیت و توزیع شغلی شهر مرزی.

243
00:21:15,625 --> 00:21:16,541
عالیجناب، همچنین جمعیت و توزیع شغلی شهر مرزی؟

244
00:21:16,541 --> 00:21:16,958
همچنین جمعیت و توزیع شغلی شهر مرزی.

245
00:21:17,875 --> 00:21:19,583
اینارو برای چی می‌خواید؟

246
00:21:20,416 --> 00:21:22,666
فقط بهم بده، نگران نباش.

247
00:21:22,666 --> 00:21:24,250
چشم

248
00:21:24,250 --> 00:21:28,083
عالیجناب، بالاخره می‌خواید فرمان پادشاه رو جدی بگیرید؟

249
00:21:29,250 --> 00:21:30,833
فرمان پادشاه

250
00:21:38,500 --> 00:21:40,666
گورون در شهر نظامی راهبردی هانفنگلینگ مستقر شد.

251
00:21:41,208 --> 00:21:43,583
تیفکو مسئول مرکز اقتصادی، شهر گلدن هاروست شد

252
00:21:44,708 --> 00:21:47,333
گارسیا بندر تجاری بلوواتر رو در اختیار گرفت.

253
00:21:47,666 --> 00:21:49,875
تیلی مرکز فرهنگی سیلورلایت رو اداره می‌کنه

254
00:21:50,375 --> 00:21:53,625
اما من به یه شهر مرزی دوردست و فقیر فرستاده شدم.

255
00:21:54,083 --> 00:21:56,166
باروف، در این مورد

256
00:21:56,166 --> 00:21:58,416
به نظرت شانس من چقدره؟

257
00:21:59,833 --> 00:22:01,458
راحت باش، صادق باش.

258
00:22:01,583 --> 00:22:05,583
هر کدوم از شاهزاده‌های دیگه قلمروهای خودشون رو دارن.

259
00:22:05,583 --> 00:22:10,000
در مقایسه، واقعاً برای شهر مرزی سخته که به چیزی برسه.

260
00:22:10,166 --> 00:22:14,083
علاوه بر عملکرد قبلی عالیجناب

261
00:22:14,083 --> 00:22:16,875
و اعتبارش در میان اشراف پایتخت

262
00:22:16,875 --> 00:22:19,791
واقعاً شانسی برای بردن نیست.

263
00:22:20,250 --> 00:22:21,375
خوب گفتی

264
00:22:22,083 --> 00:22:25,541
پس باید راه دیگه‌ای پیدا کنم تا تأثیر عمیقی روی پدرم بذارم.

265
00:22:25,791 --> 00:22:27,541
باروف، دوباره ازت می‌پرسم.

266
00:22:28,250 --> 00:22:30,041
چه کسی بر این کشور حکومت می‌کنه؟

267
00:22:30,250 --> 00:22:31,833
البته که

268
00:22:31,916 --> 00:22:35,541
البته، عالیجناب خاندان وودبورن از قلعه‌ی خاکستری.

269
00:22:35,583 --> 00:22:36,791
این فقط یه ظاهره.

270
00:22:38,125 --> 00:22:40,708
حاکم واقعی این کشور در قلعه‌ی خاکستری نیست.

271
00:22:41,458 --> 00:22:42,416
بلکه در

272
00:22:42,791 --> 00:22:43,750
اینجاست

273
00:22:44,208 --> 00:22:46,583
شهر مقدس هرمس

274
00:22:47,083 --> 00:22:50,500
اگر فقط کسانی که توسط پاپ تاج‌گذاری می‌شوند پادشاه مشروع محسوب می‌شوند

275
00:22:50,583 --> 00:22:53,375
پس قدرت سکولار چیزی جز دست‌نشانده‌ی قدرت الهی نیست.

276
00:22:53,375 --> 00:22:56,208
هر چقدر هم که برادران و خواهرانم قلمروشون رو آباد کنند

277
00:22:56,250 --> 00:22:58,583
در نهایت به دست کلیسا می‌افته.

278
00:22:59,291 --> 00:23:02,083
اگر می‌تونستم پادشاهی بسازم که مقید به پاپ نباشه

279
00:23:02,666 --> 00:23:05,625
تاج و تخت به حق مال منه.

280
00:23:06,208 --> 00:23:07,166
باروف

281
00:23:07,291 --> 00:23:09,375
تو همیشه حامی وفادار خاندان سلطنتی بودی.

282
00:23:09,500 --> 00:23:12,833
تو با دخالت بیش از حد واتیکان در امور سکولار موافق نیستی، نه؟

283
00:23:13,458 --> 00:23:15,291
درسته.

284
00:23:15,416 --> 00:23:17,958
با این حال، قدرت پاپ ریشه‌داره.

285
00:23:18,041 --> 00:23:19,625
با حمایت مردم

286
00:23:19,666 --> 00:23:21,208
چطور می‌تونم این کار رو بکنم؟

287
00:23:21,291 --> 00:23:23,833
حمایت مردم از واتیکان ریشه در دروغ‌های واتیکان داره.

288
00:23:24,208 --> 00:23:26,166
اگر بتونیم ثابت کنیم واتیکان دروغ می‌گه

289
00:23:26,791 --> 00:23:28,416
دیگه از واتیکان حمایت نمی‌کنند.

290
00:23:29,083 --> 00:23:30,291
مثلاً

291
00:23:30,625 --> 00:23:32,958
جادوگران در واقع تجسم شیطان نیستند.

292
00:23:33,875 --> 00:23:36,583
به همین خاطر خواستید اون جادوگر رو نجات بدید.

293
00:23:36,583 --> 00:23:40,500
باروف، تو بیست سال معاون وزیر دارایی بودی، نه؟

294
00:23:40,666 --> 00:23:41,916
بله

295
00:23:41,958 --> 00:23:44,083
اگر من در نبرد تاج و تخت پیروز شدم

296
00:23:44,083 --> 00:23:46,333
می‌تونی کلمه "معاون" رو از عنوانت حذف کنی.

297
00:23:46,333 --> 00:23:47,583
یا حتی بالاتر بری

298
00:23:47,583 --> 00:23:50,291
مثلاً، دست پادشاه

299
00:23:51,083 --> 00:23:52,250
باروف

300
00:23:52,625 --> 00:23:54,375
در تصمیم من شک نکن.

301
00:24:03,000 --> 00:24:04,041
چیزی که عالیجناب گفت

302
00:24:06,666 --> 00:24:07,583
چی شده؟

303
00:24:09,541 --> 00:24:10,666
باروف

304
00:24:11,083 --> 00:24:12,875
آیا واقعاً سعی کردی درست قانعش کنی؟

305
00:24:13,583 --> 00:24:14,958
داری به من گوش می‌دی؟

306
00:24:14,958 --> 00:24:16,583
یه چیزی در مورد جادوگر درست نیست.

307
00:24:16,583 --> 00:24:18,583
فقط موضوع جادوگر نیست که درست نیست.

308
00:24:18,583 --> 00:24:21,041
حتی خود شاهزاده رولند هم به نظر عجیب میاد.

309
00:24:21,875 --> 00:24:22,708
یه چیزی اشتباهه.

310
00:24:23,000 --> 00:24:24,458
این خیلی جدیه.

311
00:24:24,458 --> 00:24:26,750
اگر خبر لو بره و هرمس بفهمه چی؟

312
00:24:26,750 --> 00:24:27,958
به دردسر می‌افتیم.

313
00:24:29,083 --> 00:24:31,750
نرو! توضیح بده!

314
00:24:46,583 --> 00:24:47,666
قرارداد

315
00:24:48,916 --> 00:24:49,666
من نمی‌فهمم

316
00:24:49,666 --> 00:24:51,125
این یه قرارداده

317
00:24:51,208 --> 00:24:53,458
فقط کافیه آخرش رو امضا کنی

318
00:24:53,583 --> 00:24:56,250
رابطه‌ی تو با عالیجناب، رابطه‌ی استخدام برابر است.

319
00:24:56,250 --> 00:24:56,791
استخدام برابر
تو و عالیجناب رابطه‌ی استخدام برابر دارید.

320
00:24:56,791 --> 00:24:58,458
استخدام برابر

321
00:24:58,833 --> 00:25:02,000
بله، این چیزی بود که عالیجناب خصوصاً می‌خواست تأکید کنه.

322
00:25:02,083 --> 00:25:06,083
برابری: تو کار می‌کنی، عالیجناب بهت حقوق می‌ده.

323
00:25:06,083 --> 00:25:08,250
یک اژدهای طلا در ماه

324
00:25:10,458 --> 00:25:14,291
این بیشتر از درآمد سالانه‌ی پدرمه.

325
00:25:15,333 --> 00:25:16,541
اشتباه تایپی نیست؟

326
00:25:16,583 --> 00:25:20,083
دستمزد تو شخصاً توسط عالیجناب رولند تعیین شده.

327
00:25:20,083 --> 00:25:21,333
اشتباهی نیست

328
00:25:21,416 --> 00:25:25,666
شاهزاده از من چه کاری می‌خواد؟

329
00:25:27,458 --> 00:25:29,125
آدمی مثل من

330
00:25:31,250 --> 00:25:32,208
خانم آنا

331
00:25:41,750 --> 00:25:43,833
خوابت چطور بود؟ خوب خوابیدی؟

332
00:25:44,666 --> 00:25:45,666
خیلی خوب

333
00:25:45,666 --> 00:25:47,083
عالیه!

334
00:25:47,083 --> 00:25:48,875
این همه اتفاقات وحشتناک برات افتاده

335
00:25:48,958 --> 00:25:51,583
باید چند روز دیگه استراحت می‌کردی، اما واقعاً وقت تنگه.

336
00:25:51,666 --> 00:25:53,125
بعداً جبران می‌کنم.

337
00:25:53,458 --> 00:25:54,541
چی شده؟

338
00:25:54,750 --> 00:25:56,250
من نمی‌فهمم

339
00:25:56,583 --> 00:25:57,625
عالیجناب

340
00:25:57,875 --> 00:25:59,333
چرا این کار رو می‌کنید؟

341
00:25:59,416 --> 00:26:00,291
منظورت چیه؟

342
00:26:00,625 --> 00:26:02,083
چرا من رو نجات دادید؟

343
00:26:02,541 --> 00:26:04,833
و اون قرارداد

344
00:26:05,041 --> 00:26:06,583
حالا از من چه می‌خواید؟

345
00:26:10,916 --> 00:26:12,500
چه بعد از ظهر قشنگی!

346
00:26:12,791 --> 00:26:14,125
بیا با هم قدم بزنیم.

347
00:26:26,125 --> 00:26:27,333
عالیجناب

348
00:26:29,083 --> 00:26:30,583
چرا نجاتم دادید؟

349
00:26:31,291 --> 00:26:34,083
من آدم کشتم و سزاوار مجازاتم.

350
00:26:34,333 --> 00:26:37,166
منظورت اینه که جان پدرت رو از دست یه دزد نجات دادی؟

351
00:26:37,833 --> 00:26:39,625
به نظر من این یه نوع دفاع از خود بود.

352
00:26:39,791 --> 00:26:41,583
کاری کردی که هر کس دیگه‌ای هم می‌کرد.

353
00:26:42,958 --> 00:26:44,125
اما

354
00:26:44,500 --> 00:26:46,500
حتی اگه بزرگ‌ترها رفتار من رو ببخشند

355
00:26:47,375 --> 00:26:49,000
من یه جادوگرم

356
00:26:49,375 --> 00:26:52,291
تجسم شیطان و اهریمنم.

357
00:26:52,375 --> 00:26:55,500
این یه گناه نابخشودنیه.

358
00:27:06,500 --> 00:27:07,708
خانم آنا

359
00:27:07,791 --> 00:27:09,250
این گل برای شما.

360
00:27:10,666 --> 00:27:11,916
ممنون

361
00:27:12,541 --> 00:27:14,958
گل مرکبات خیلی قشنگه.

362
00:27:15,083 --> 00:27:16,875
با این حال

363
00:27:16,958 --> 00:27:19,666
آیا می‌دونستید که گل‌های درخت مرکبات خیلی سمی هستند؟

364
00:27:23,083 --> 00:27:24,083
داشتم شوخی می‌کردم.

365
00:27:27,166 --> 00:27:28,833
مگه مرکبات چطور می‌تونه سمی باشه؟

366
00:27:29,208 --> 00:27:30,625
مگه اینو همه نمی‌دونند؟

367
00:27:30,750 --> 00:27:32,250
اما من گفتم سمی هست.

368
00:27:32,666 --> 00:27:34,333
شما ناخودآگاه ولش کردید.

369
00:27:34,500 --> 00:27:36,041
مرکبات، مرکبات هستند.

370
00:27:36,083 --> 00:27:37,375
ذاتش عوض نشده.

371
00:27:37,833 --> 00:27:40,375
چیزی که عوض شده، درک ما از اونه.

372
00:27:40,458 --> 00:27:43,625
منظورت اینه که جادوگرها هم همینطورن؟

373
00:27:44,666 --> 00:27:45,500
درسته

374
00:27:46,083 --> 00:27:49,083
از نظر من، قدرت جادوگر هم مثل این گله.

375
00:27:49,125 --> 00:27:50,375
همه محصول طبیعتند.

376
00:27:50,500 --> 00:27:51,875
نه ذاتاً خوبند و نه بد.

377
00:27:52,041 --> 00:27:54,208
شیطان و ناپاکی؟

378
00:27:54,416 --> 00:27:55,958
اینها همه نظر مردم درباره‌شونه.

379
00:27:56,208 --> 00:27:58,083
از اونجایی که نظر هست، قابل تغییره.

380
00:27:58,250 --> 00:27:59,125
اینطور نیست؟

381
00:27:59,291 --> 00:28:00,333
عالیجناب

382
00:28:00,708 --> 00:28:03,458
شما دارید خیلی ساده نگاه می‌کنید.

383
00:28:04,125 --> 00:28:06,375
این قدرت واقعاً ترسناکه.

384
00:28:06,375 --> 00:28:07,958
مامان،
این قدرت واقعاً ترسناکه.

385
00:28:07,958 --> 00:28:08,000
مادر

386
00:28:10,250 --> 00:28:11,791
کلیسا درست می‌گه.

387
00:28:12,541 --> 00:28:15,958
قدرت جادوگر، قدرت اهریمنه.

388
00:28:16,916 --> 00:28:19,000
جادوگران همه تجسم اهریمنند.

389
00:28:19,500 --> 00:28:20,750
این نیرو

390
00:28:20,833 --> 00:28:23,666
همه کسانی رو که بهم نزدیک بشن می‌کشه.

391
00:28:25,125 --> 00:28:27,208
باید فوراً من رو اعدام کنید.

392
00:28:37,500 --> 00:28:40,416
اگر تصمیم به مرگ گرفتی، کسی نمی‌تونه جلوت رو بگیره.

393
00:28:40,416 --> 00:28:42,666
اما مرگ مشکل رو حل نمی‌کنه.

394
00:28:42,666 --> 00:28:43,958
فقط یه فراره.

395
00:28:43,958 --> 00:28:46,375
پدرت نظر خودش رو نسبت به جادوگرها عوض نمی‌کنه.

396
00:28:46,375 --> 00:28:49,958
همه چیزایی که از دست دادی، هیچوقت برنمی‌گرده.

397
00:28:55,083 --> 00:28:57,541
یا می‌تونی راه دیگه‌ای رو انتخاب کنی.

398
00:28:58,333 --> 00:28:59,583
به همراه

399
00:28:59,666 --> 00:29:02,208
جهانی جدید بسازیم که جادوگران توش آزادانه زندگی کنند.

400
00:29:07,208 --> 00:29:08,500
در اون جهان

401
00:29:08,833 --> 00:29:10,208
نیازی به ترس نیست.

402
00:29:10,500 --> 00:29:11,958
نیازی به پنهان شدن نیست

403
00:29:12,000 --> 00:29:15,458
نیازی به پنهان کردن قدرت یا شرمنده بودن از هویت نیست.

404
00:29:15,875 --> 00:29:18,208
بلکه می‌تونه زندگی‌ای که می‌خواد رو انتخاب کنه.

405
00:29:18,541 --> 00:29:21,000
از قدرتت برای منفعت عموم استفاده کن.

406
00:29:21,041 --> 00:29:24,291
به نظر من، این برای تغییر این جهان رنج‌کشیده کافیه.

407
00:29:24,625 --> 00:29:26,083
درست مثل این مرکبات

408
00:29:26,500 --> 00:29:29,708
گل‌اش نماد قوی‌ترین نیرو در میان سختی‌هاست.

409
00:29:30,083 --> 00:29:33,083
این هرگز نمی‌تونه قدرت اهریمن باشه.

410
00:29:33,250 --> 00:29:34,833
قراردادی که بهت دادم

411
00:29:35,000 --> 00:29:37,958
فقط می‌خوام ازت بخوام که این کار رو با من انجام بدی.

412
00:29:41,291 --> 00:29:43,791
می‌خوام برگردم مدرسه.

413
00:29:44,666 --> 00:29:48,375
با همه تو کلاس بلند بخونم و تو مزرعه آواز بخونم

414
00:29:49,375 --> 00:29:53,375
می‌خوام مثل آقای کارل بشم.

415
00:29:54,125 --> 00:29:56,250
هر روز با بچه‌ها باشم

416
00:29:57,333 --> 00:29:59,291
بهشون خوندن و نوشتن یاد بدم

417
00:30:02,625 --> 00:30:03,583
عالیجناب

418
00:30:07,208 --> 00:30:11,750
آیا اون روز واقعاً می‌رسه؟

419
00:30:14,500 --> 00:30:15,375
آره

420
00:30:16,791 --> 00:30:18,875
تا وقتی با هم باشیم

421
00:30:29,166 --> 00:30:31,666
حاضرم امتحان کنم.

422
00:30:32,666 --> 00:30:34,291
چیکار باید بکنم؟

423
00:30:45,666 --> 00:30:48,750
اول باید یاد بگیری قدرته رو کنترل کنی.

424
00:30:49,625 --> 00:30:52,250
از حالا اینجا محل تمرین توئه.

425
00:30:56,666 --> 00:30:58,583
باید کامل بر این قدرت مسلط بشی.

426
00:30:58,666 --> 00:31:02,583
دما و زاویه رو از هر نظر بتونی کنترل کنی.

427
00:31:09,041 --> 00:31:12,083
اما دیگه نباید لباسات رو بسوزونی.

428
00:31:12,083 --> 00:31:13,666
یا هر چیز دیگه‌ای

429
00:31:44,250 --> 00:31:46,083
خسته شدی، یه کم استراحت کن.

430
00:32:36,125 --> 00:32:38,416
دیشب گزارش‌های صنعتی پارسال رو نگاه کردم

431
00:32:38,625 --> 00:32:42,750
تنها صنعتی که تو شهر مرزی میشه گفت در مقیاس بزرگ بوده، معدن بوده.

432
00:32:42,916 --> 00:32:46,583
نه فقط سنگ ساختمانی، بلکه مقدار قابل توجهی سنگ معدن فلزات هم داره.

433
00:32:46,625 --> 00:32:48,625
مقدار سنگ‌های قیمتی هم قابل توجهه.

434
00:32:49,416 --> 00:32:51,250
اما دوباره به این صورت مالی نگاه کن.

435
00:32:51,500 --> 00:32:53,666
درآمد مالیاتی پارسال تقریباً صفر بوده.

436
00:32:53,791 --> 00:32:58,375
علاوه بر این، سوابق تجاری فقط شامل چند معامله‌ی سنگ معدن و چند محصول آهنی هست.

437
00:32:58,666 --> 00:33:00,416
همه‌ی اینها بین شهر لیویه و ...

438
00:33:01,125 --> 00:33:04,583
این درآمدهای ناچیز به سختی هزینه‌های شهرداری رو پوشش می‌ده.

439
00:33:05,000 --> 00:33:07,500
بیشتر تولید معدن اصلاً ثبت نشده.

440
00:33:07,541 --> 00:33:10,375
هیچ اثری از زندگی روزمره‌ی مردم شهر یا مالیات دیده نمی‌شه.

441
00:33:10,500 --> 00:33:11,500
از این نظر

442
00:33:11,625 --> 00:33:13,416
تولیدات کشاورزی در شهر مرزی وجود نداره.

443
00:33:13,541 --> 00:33:15,291
همه کارکنان در صنعت معدن کار می‌کنند.

444
00:33:15,666 --> 00:33:18,291
پس چطور هر روز غذا به دست می‌ارند؟

445
00:33:18,875 --> 00:33:20,291
عالیجناب

446
00:33:20,375 --> 00:33:24,166
شما تمام شب این گزارش‌ها رو نگاه می‌کردید؟

447
00:33:24,250 --> 00:33:26,791
با این همه گزارش، شما باید...

448
00:33:28,250 --> 00:33:30,250
بله، کمی وقت گرفت.

449
00:33:30,500 --> 00:33:32,541
قبل از این خیلی کم در مورد قلمرو خودم می‌دونستم.

450
00:33:32,791 --> 00:33:34,333
هر چیزی رو به شما می‌دادند.

451
00:33:34,541 --> 00:33:36,666
خودش غرق در عیش و نوش بود.

452
00:33:37,416 --> 00:33:39,375
متاسفم، خسته شدید.

453
00:33:40,208 --> 00:33:41,083
عالیجناب

454
00:33:41,083 --> 00:33:43,666
از این به بعد مسئولیت‌هایی که باید داشته باشم رو بر عهده می‌گیرم.

455
00:33:44,083 --> 00:33:45,666
لطفاً نهایت همکاری رو با من داشته باشید.

456
00:33:46,208 --> 00:33:51,000
از دستورات عالیجناب اطاعت می‌کنم و نهایت تلاشم رو می‌کنم.

457
00:33:51,916 --> 00:33:54,666
عالیجناب، تا پارسال

458
00:33:54,750 --> 00:34:00,208
تمام سنگ معدن تولید شده در شهر مرزی برای مبادله با غذا با دژ چانگه استفاده می‌شد.

459
00:34:00,333 --> 00:34:02,083
مبادله یعنی فروش؟

460
00:34:02,166 --> 00:34:06,333
از نظر دژ چانگه، شهر مرزی فقط یک دارایی برای دژ بود.

461
00:34:06,458 --> 00:34:08,125
فقط یه کمی غذا بهشون بدن

462
00:34:08,250 --> 00:34:10,583
تا کارگرها به کارشون ادامه بدن.

463
00:34:10,625 --> 00:34:13,208
اصلاً شریک تجاری قابل توجهی نبود.

464
00:34:13,583 --> 00:34:15,208
قبل از اینکه شما بیاید

465
00:34:15,250 --> 00:34:18,083
بارون بوریس، ارباب سابق شهر مرزی

466
00:34:18,125 --> 00:34:20,500
همیشه از دستورات دژ اطاعت می‌کرد.

467
00:34:20,541 --> 00:34:23,166
تمام منابع معدنی رو به دژ می‌داد

468
00:34:23,291 --> 00:34:25,500
تا در عوض یه کمی غذا بگیره.

469
00:34:26,125 --> 00:34:28,416
بارون بوریس رو یادمه.

470
00:34:28,625 --> 00:34:30,125
آدم عجیبی بود.

471
00:34:30,375 --> 00:34:32,000
اومدم قلمروش رو بگیرم.

472
00:34:32,125 --> 00:34:34,125
ناراحتی‌اش از من رو درک می‌کنم.

473
00:34:34,833 --> 00:34:36,208
با این حال، منطقاً

474
00:34:36,333 --> 00:34:38,250
شهر مرزی قلمرو خودش بود.

475
00:34:38,250 --> 00:34:40,250
حتی به خاطر منافع خودش

476
00:34:40,250 --> 00:34:43,583
احتمالاً می‌خواست معاملات سنگ معدن رو منصفانه انجام بده.

477
00:34:44,375 --> 00:34:46,041
این سنگ معدن‌ها ارزش زیادی دارند.

478
00:34:46,250 --> 00:34:50,041
بوریس و شوالیه‌هاش، همراه با سایر اشراف

479
00:34:50,125 --> 00:34:52,708
اگرچه رسماً ارباب شهر مرزی بودند

480
00:34:52,750 --> 00:34:55,958
در واقع، همه‌شون در دژ چانگه اموال داشتند.

481
00:34:56,083 --> 00:35:00,291
منافع و کسب‌وکار خودشون همه به دژ چانگه گره خورده بود.

482
00:35:00,333 --> 00:35:03,583
هیچوقت قصد اداره‌ی شهر مرزی رو نداشتند.

483
00:35:03,583 --> 00:35:06,166
فقط سرکارگر دژ بودند.

484
00:35:06,333 --> 00:35:08,416
برای اونها اهمیتی نداشت.

485
00:35:08,458 --> 00:35:12,541
فقط سنگ معدن رو با غذا عوض می‌کردند تا کار تموم بشه.

486
00:35:12,583 --> 00:35:15,291
علاوه بر این، دژ به اونها سود هم می‌داد.

487
00:35:15,708 --> 00:35:18,541
بهش بگیم مبادله، اغراقه.

488
00:35:18,583 --> 00:35:20,916
چون هرچقدر هم سنگ معدن تحویل می‌دادند...

489
00:35:21,000 --> 00:35:24,250
غذایی که می‌دادند به سختی کافی بود.

490
00:35:24,375 --> 00:35:26,083
هزینه‌های روزمره‌ی شهر

491
00:35:26,125 --> 00:35:28,625
باز هم به اون اندک تجارت با شهر لیویه وابسته بود.

492
00:35:28,750 --> 00:35:31,208
دژ حتی یک سکه هم خرج نمی‌کرد.

493
00:35:33,375 --> 00:35:34,958
این دیگه نمی‌تونه ادامه پیدا کنه.

494
00:35:37,041 --> 00:35:38,916
فوراً مبادله با دژ رو متوقف کنید.

495
00:35:39,416 --> 00:35:42,083
پس مشکل غذا رو چطور حل می‌کنیم؟

496
00:35:42,208 --> 00:35:44,666
شهر مرزی تجارت واقعی رو شروع می‌کنه.

497
00:35:45,000 --> 00:35:48,458
تمام سنگ معدن‌هایی که قبلاً روی کشتی بارگیری شدن رو به شهر لیویه بفروشید و معامله رو به پول نقد انجام بدید.

498
00:35:48,583 --> 00:35:50,583
بعد مستقیماً غذا رو از اونجا بخرید.

499
00:35:51,291 --> 00:35:52,375
اما

500
00:35:52,416 --> 00:35:54,708
اگه از شهر لیویه نخرن چی؟

501
00:35:54,791 --> 00:35:58,250
بالاخره قبلاً هیچوقت چنین معامله‌ی بزرگی با سنگ معدن نبوده.

502
00:35:58,333 --> 00:36:01,250
می‌تونیم با نصف قیمت بازار بهشون بفروشیم.

503
00:36:01,291 --> 00:36:03,833
با این سود هنگفت، از خریدن امتناع نمی‌کنند.

504
00:36:03,875 --> 00:36:04,791
پنجاه درصد

505
00:36:04,833 --> 00:36:08,416
درسته، فوراً می‌تونیم سرمایه‌ی راه‌اندازی قابل توجهی به دست بیاریم.

506
00:36:08,541 --> 00:36:10,083
و سریع بازار رو بگیریم.

507
00:36:10,125 --> 00:36:12,625
اما با این قیمت پایین

508
00:36:12,666 --> 00:36:14,083
بعدش چی میشه؟

509
00:36:14,166 --> 00:36:16,791
دیگه لازم نیست حتماً به شهر لیویه بفروشیم.

510
00:36:17,416 --> 00:36:18,916
به این نقشه نگاه کن، باروف

511
00:36:18,958 --> 00:36:20,625
شهر مرزی سرچشمه‌ی رودخانه‌ی چیشوئه.

512
00:36:20,666 --> 00:36:22,208
رودخانه چیشوئه از سراسر کشور می‌گذره.

513
00:36:22,250 --> 00:36:24,375
وقتی تعداد کشتی‌های مشخصی داشته باشیم

514
00:36:24,500 --> 00:36:25,708
فقط شهر لیویه نیست

515
00:36:25,916 --> 00:36:29,125
می‌تونیم تجارتمون رو در سراسر کشور و در امتداد رودخانه چیشوئه گسترش بدیم.

516
00:36:29,291 --> 00:36:33,208
رودخانه چیشوئه تبدیل به جاده‌ی ابریشم شهر مرزی ما می‌شه.

517
00:36:35,083 --> 00:36:36,708
اما عالیجناب

518
00:36:36,791 --> 00:36:39,208
شهر مرزی ابریشم تولید نمی‌کنه.

519
00:36:40,416 --> 00:36:41,833
داشتم مثال می‌زدم.

520
00:36:41,958 --> 00:36:44,375
خلاصه اینکه می‌تونیم از رودخانه چیشوئه استفاده کنیم

521
00:36:44,416 --> 00:36:46,416
شرکای تجاریمون رو از هر نظر گسترش بدیم

522
00:36:49,708 --> 00:36:50,750
عالیجناب

523
00:36:51,000 --> 00:36:53,125
گسترش تجارت چیز خوبیه

524
00:36:53,208 --> 00:36:54,875
اما اگه این کار رو بکنید

525
00:36:54,916 --> 00:36:57,500
مثل اینه که غذا رو از دهان دژ بیرون بکشید.

526
00:36:57,625 --> 00:36:58,583
به این ترتیب

527
00:36:58,708 --> 00:37:02,291
احتمالاً وقتی زمستان بیاد، ما رو نمی‌پذیرند.

528
00:37:02,333 --> 00:37:05,166
چرا باید برای زمستان به دژ بریم؟

529
00:37:05,291 --> 00:37:06,333
عالیجناب

530
00:37:06,583 --> 00:37:08,500
چطور این رو هم فراموش کردید؟

531
00:37:08,625 --> 00:37:11,250
زمستان ماه اهریمن رو داره!

532
00:37:11,833 --> 00:37:13,250
ماه اهریمن

533
00:37:13,625 --> 00:37:16,375
هر سال بعد از اولین برف زمستون

534
00:37:16,500 --> 00:37:19,500
دروازه‌های جهنم در کوه‌های دراگون‌سپاین باز می‌شن.

535
00:37:19,541 --> 00:37:24,625
جانوران در جنگل مه‌آلود غرب شهر مرزی توسط قدرت اهریمنی فاسد می‌شن.

536
00:37:24,666 --> 00:37:27,791
به هیولاهای وحشی و خون‌آشام تبدیل می‌شن.

537
00:37:28,083 --> 00:37:31,708
دسته‌جمعی از جنگل مه‌آلود بیرون می‌ریزند و به سمت شرق حمله می‌کنند.

538
00:37:31,791 --> 00:37:34,250
هرجا می‌رفتند، تلفات می‌دادند.

539
00:37:34,375 --> 00:37:37,083
شهر مرزی دیوار نداره.

540
00:37:37,125 --> 00:37:39,166
نمی‌تونیم در برابر حمله‌ی هیولاها مقاومت کنیم.

541
00:37:39,250 --> 00:37:40,916
پس هر زمستون

542
00:37:40,958 --> 00:37:45,708
ساکنان شهر مرزی باید همه به دژ چانگه پناه ببرند.

543
00:37:45,791 --> 00:37:51,916
فقط با دیوارهای بلند دژ و شوالیه‌های زبده‌اش میشه در برابر حمله‌ی هیولاها ایستاد.

544
00:37:52,000 --> 00:37:53,666
تا بهار سال بعد

545
00:37:53,708 --> 00:37:57,083
فقط وقتی هیولاها عقب‌نشینی کردند، می‌تونیم به شهر مرزی برگردیم.

546
00:37:57,666 --> 00:38:00,416
هر زمستون، ساکنان شهر مرزی یک بار کوچ می‌کنند.

547
00:38:01,500 --> 00:38:04,375
به عبارت دیگه، مشکل هیولاها حل نشده.

548
00:38:04,750 --> 00:38:06,791
نمی‌تونند در شهر مرزی مستقر بشند.

549
00:38:07,333 --> 00:38:10,500
توسعه تجارت برای مقابله با دژ

550
00:38:10,666 --> 00:38:13,375
حتی نبرد برای تاج و تخت هم منتفیه.

551
00:38:13,541 --> 00:38:15,291
کارتر رو صدا کن

552
00:38:15,958 --> 00:38:18,000
عالیجناب، کسانی که خواستید رو پیدا کردم.

553
00:38:18,041 --> 00:38:19,958
همه‌شون بیش از پنج سال در شهر مرزی زندگی کرده بودند.

554
00:38:20,000 --> 00:38:21,416
همه ماه اهریمن رو تجربه کردند

555
00:38:21,958 --> 00:38:23,791
این دو نفر کاپیتان گشت شهر مرزی هستند.

556
00:38:23,958 --> 00:38:26,583
مسئول روشن کردن آتش‌های علامت در ماه اهریمن هر سال هستند.

557
00:38:26,750 --> 00:38:29,208
شکارچی گفت که با هیولا جنگیده.

558
00:38:29,291 --> 00:38:31,208
خودش دو تا هیولا رو کشته.

559
00:38:34,625 --> 00:38:36,916
روش روشن کردن آتش‌های علامت چیه؟

560
00:38:37,208 --> 00:38:39,083
بله

561
00:38:39,083 --> 00:38:40,666
حضرت

562
00:38:40,666 --> 00:38:42,625
عالیجناب

563
00:38:43,041 --> 00:38:46,125
اگر هیولاها از جنگل مه‌آلود عبور کنند

564
00:38:46,208 --> 00:38:48,458
ما رفتیم

565
00:38:50,083 --> 00:38:52,375
خوب، نگران نباشید، یه کم ریلکس کنید.

566
00:38:53,083 --> 00:38:54,250
بله

567
00:38:54,250 --> 00:38:55,791
شما به جای اون حرف بزن.

568
00:38:55,791 --> 00:38:56,416
بله

569
00:38:57,916 --> 00:39:01,083
پاسگاه گشت ما در دامنه‌ی جنوبی کوه‌های دراگون‌سپاین قرار داره.

570
00:39:01,083 --> 00:39:02,583
پای کوه جنگل مه‌آلود قرار داره.

571
00:39:02,583 --> 00:39:06,083
هر اواخر پاییز، تیم گشت مراقب جنگل مه‌آلود هست.

572
00:39:06,166 --> 00:39:07,791
به محض مشاهده‌ی ردپای هیولا

573
00:39:07,833 --> 00:39:09,333
فوراً آتش علامت رو روشن می‌کنیم.

574
00:39:09,416 --> 00:39:11,458
بعد با قایق تندرو از رودخانه چیشوئه تخلیه می‌شیم.

575
00:39:11,458 --> 00:39:12,750
در دژ جمع می‌شیم.

576
00:39:12,750 --> 00:39:13,958
قایق تندرو

577
00:39:14,500 --> 00:39:16,500
مگه تو آب مورد حمله‌ی هیولاها قرار نمی‌گیریم؟

578
00:39:16,583 --> 00:39:17,791
بله عالیجناب.

579
00:39:17,875 --> 00:39:20,125
رودخانه چیشوئه جریان تند و عمیقی داره.

580
00:39:20,208 --> 00:39:21,083
این همه سال

581
00:39:21,125 --> 00:39:23,708
هیچوقت موردی نداشتیم که هیولا از رودخانه چیشوئه عبور کنه.

582
00:39:23,958 --> 00:39:25,708
برج‌های آتش‌بانی در کوه‌های دراگون‌سپاین

583
00:39:25,750 --> 00:39:27,208
بسیار نزدیک به رودخانه چیشوئه هستند.

584
00:39:27,416 --> 00:39:28,666
ما سریع و چابکیم

585
00:39:28,708 --> 00:39:30,208
معمولاً خطری نداره.

586
00:39:31,791 --> 00:39:33,458
ماه اهریمن چقدر طول می‌کشه؟

587
00:39:33,458 --> 00:39:35,375
حدود دو تا سه ماه.

588
00:39:36,041 --> 00:39:38,208
به محض شروع بارش برف در شهر مرزی، قطع نمی‌شه.

589
00:39:38,250 --> 00:39:40,458
برف فقط وقتی آب می‌شه که هوا دوباره صاف بشه.

590
00:39:40,458 --> 00:39:43,666
تا زمانی که برف آب نشه و ماه اهریمن تموم نشه، ادامه داره.

591
00:39:43,666 --> 00:39:47,583
طولانی‌ترین ماه اهریمنی که تجربه کردم دو سال پیش بود.

592
00:39:47,583 --> 00:39:49,583
نزدیک به چهار ماه طول کشید.

593
00:39:49,583 --> 00:39:51,250
به خاطر گرسنگی

594
00:39:51,250 --> 00:39:53,458
خیلی‌ها اون زمستون دوام نیاوردند.

595
00:39:53,458 --> 00:39:56,250
گرسنه؟ مگه تو دژ چانگه پناه نبودید؟

596
00:39:57,625 --> 00:39:58,875
دژ

597
00:39:59,666 --> 00:40:02,583
به اندازه‌ی سنگ معدن تحویل داده شده، غذا می‌دادند.

598
00:40:02,708 --> 00:40:05,416
اگه کم می‌خوردید، حداکثر سه ماه دوام می‌آورد.

599
00:40:05,833 --> 00:40:09,291
جیره‌ی ماه چهارم تا وقتی محموله‌ی جدید سنگ معدن نرسه، توزیع نمی‌شد.

600
00:40:10,083 --> 00:40:12,125
اما ماه اهریمن هنوز تموم نشده بود.

601
00:40:12,291 --> 00:40:15,208
نمی‌تونستیم به شهر مرزی برگردیم تا سنگ معدن استخراج کنیم.

602
00:40:15,416 --> 00:40:17,083
ماه آخر

603
00:40:17,625 --> 00:40:21,416
تماشا کردند که تو دژ چانگه از گرسنگی می‌مردیم.

604
00:40:30,958 --> 00:40:33,416
گفتی خودت دو تا هیولا کشتی.

605
00:40:35,041 --> 00:40:36,708
بله عالیجناب.

606
00:40:37,083 --> 00:40:39,958
یه گراز وحشی و یه گرگ کشتم.

607
00:40:40,125 --> 00:40:42,083
گراز وحشی و گرگ

608
00:40:42,583 --> 00:40:43,875
منظورت چیه؟

609
00:40:44,000 --> 00:40:47,000
هیولاها هم از حیوانات وحشی معمولی جهش یافته‌اند.

610
00:40:47,083 --> 00:40:49,666
جهش می‌تونه بعضی از غرایز اولیه‌شون رو تقویت کنه.

611
00:40:49,750 --> 00:40:53,416
هرچه حیوان قبل از جهش وحشی‌تر باشه، بعد از جهش سخت‌تر میشه.

612
00:40:53,666 --> 00:40:56,833
مثلاً، پشت گراز وحشی خیلی زخم‌پذیره.

613
00:40:56,916 --> 00:40:59,375
حتی تیر و کمان هم از پنجاه متری به سختی نفوذ می‌کنه.

614
00:40:59,500 --> 00:41:01,541
گرگ‌ها سرعت دویدن شگفت‌انگیزی دارند.

615
00:41:01,583 --> 00:41:04,375
برای کشتنش باید از قبل تله گذاشت.

616
00:41:05,083 --> 00:41:06,708
قوی‌تر و سریع‌تر

617
00:41:06,791 --> 00:41:08,916
اما همچنان حیوان هستند، درسته؟

618
00:41:09,000 --> 00:41:10,041
دقیقاً.

619
00:41:10,125 --> 00:41:12,250
بنابراین، آنها ترسناک‌ترین دشمن نیستند.

620
00:41:12,291 --> 00:41:14,916
چیزی که واقعاً ترسناکه، هیولای ترکیبی است.

621
00:41:15,083 --> 00:41:16,958
آنها تجسم واقعی شر هستند.

622
00:41:17,083 --> 00:41:20,625
فقط جهنم می‌تونه چنین هیولاهای ترسناکی خلق کنه.

623
00:41:20,833 --> 00:41:22,458
هیولای ترکیبی

624
00:41:22,458 --> 00:41:23,708
تا حالا دیدیش؟

625
00:41:23,875 --> 00:41:25,791
به قویِ شیره.

626
00:41:25,833 --> 00:41:27,916
یه جفت بال عقاب هم داره.

627
00:41:27,916 --> 00:41:29,291
قادر به پرواز در مسافت کوتاه

628
00:41:29,416 --> 00:41:30,875
میدونه کجایی.

629
00:41:31,000 --> 00:41:32,375
هر جور پنهان بشی

630
00:41:32,500 --> 00:41:35,708
با بویایی قوی‌اش پیدات می‌کنه و با تو بازی می‌کنه.

631
00:41:36,000 --> 00:41:39,791
مثل اینه که از لذت جان‌کندن طعمه‌اش لذت می‌بره.

632
00:41:40,750 --> 00:41:43,291
احتمالاً تعداد چنین هیولاهایی زیاد نیست.

633
00:41:43,375 --> 00:41:44,666
بله عالیجناب.

634
00:41:44,708 --> 00:41:46,958
در هر ماه اهریمن فقط دو یا سه تا هست.

635
00:41:47,083 --> 00:41:48,958
خوشبختانه، با وجود بال داشتن

636
00:41:49,083 --> 00:41:50,875
فقط می‌تونند در ارتفاع پایین سر بخورند.

637
00:41:50,958 --> 00:41:54,375
در غیر این صورت، حتی دیوارهای دژ چانگه هم نمی‌تونست جلوشون رو بگیره.

638
00:41:58,125 --> 00:41:59,750
اسم شما چیه؟

639
00:41:59,750 --> 00:42:02,583
چرا سرت رو پایین انداختی؟ چرا نگاه نمی‌کنی؟

640
00:42:04,250 --> 00:42:05,375
او از قبیله‌ی موجین است.

641
00:42:05,416 --> 00:42:07,291
یک شاهزاده‌ی بیابانی

642
00:42:08,250 --> 00:42:09,333
مردم شنی

643
00:42:10,500 --> 00:42:11,500
مهم نیست کی باشه

644
00:42:11,500 --> 00:42:13,583
هر کسی که در شهر مرزی زندگی می‌کنه، رعیت من است.

645
00:42:14,208 --> 00:42:16,708
سرتو بلند کن و اسمت رو بگو.

646
00:42:18,000 --> 00:42:20,083
اسم من آیرن اکس است.

647
00:42:20,083 --> 00:42:21,583
آفرین، آیرن اکس

648
00:42:21,583 --> 00:42:23,541
به خاطر شجاعتت پاداش می‌گیری.

649
00:42:24,208 --> 00:42:25,083
و همه‌ی شما

650
00:42:25,125 --> 00:42:26,875
از اطلاعات و کمک‌هاتون متشکرم.

651
00:42:26,958 --> 00:42:29,250
هر کدوم ده سیلور ولف پاداش می‌گیرید.

652
00:42:29,750 --> 00:42:30,583
برید پایین.

653
00:42:30,666 --> 00:42:33,291
ممنون عالیجناب.

654
00:42:38,916 --> 00:42:39,583
کارتر

655
00:42:39,625 --> 00:42:40,208
بله

656
00:42:41,375 --> 00:42:42,416
بیا بیرون با من

657
00:42:42,500 --> 00:42:43,541
چشم عالیجناب

658
00:43:02,541 --> 00:43:05,250
هر زمستون اولین نشانه‌های هیولا کشف می‌شه.

659
00:43:06,083 --> 00:43:08,208
تیم گشت برج آتش رو روشن می‌کنه.

660
00:43:16,458 --> 00:43:17,583
بعد

661
00:43:18,416 --> 00:43:20,000
سریع از کوه پایین می‌یان.

662
00:43:20,625 --> 00:43:22,750
به سمت نزدیک‌ترین ساحل رودخانه چیشوئه می‌دوند

663
00:43:25,291 --> 00:43:26,166
کارتر

664
00:43:26,708 --> 00:43:29,583
به نظرت از اینجا تا رودخانه چقدر فاصله است؟

665
00:43:30,083 --> 00:43:31,375
احتمالاً

666
00:43:32,083 --> 00:43:33,375
حدود دو هزار فوت.

667
00:43:35,750 --> 00:43:36,833
عالیجناب

668
00:43:36,875 --> 00:43:38,083
به نظر من

669
00:43:38,333 --> 00:43:40,208
اینارو برای چی نگاه می‌کنید؟

670
00:43:41,291 --> 00:43:44,833
قصد دارید زمستون رو در شهر مرزی بگذرونید؟

671
00:43:44,875 --> 00:43:45,875
درسته

672
00:43:46,291 --> 00:43:47,750
نه تنها من نمی‌رم

673
00:43:48,000 --> 00:43:50,125
بیش از دو هزار نفر از ساکنان شهر مرزی هم نمی‌رن.

674
00:43:50,250 --> 00:43:52,083
همه زمستون رو اینجا می‌مونند.

675
00:43:52,375 --> 00:43:54,958
این دیوانگیه، عالیجناب.

676
00:43:55,250 --> 00:43:56,958
نگهبانان ما فقط چند ده نفر هستند.

677
00:43:57,083 --> 00:43:58,791
چطور می‌تونیم در برابر حمله‌ی هیولاها دفاع کنیم؟

678
00:43:59,125 --> 00:44:02,125
قلعه‌ی شما نمی‌تونه بیش از دو هزار ساکن شهر مرزی رو در خودش جا بده.

679
00:44:02,375 --> 00:44:05,000
فقط دژ چانگه می‌تونه این همه آدم رو جای بده.

680
00:44:05,083 --> 00:44:07,000
همچنین می‌تونه از تهاجم هیولاها جلوگیری کنه.

681
00:44:07,041 --> 00:44:08,291
خوب، کارتر

682
00:44:08,500 --> 00:44:10,000
معلومه که نمی‌خوام اینجا بمیرم.

683
00:44:10,375 --> 00:44:12,083
مردم خودم رو رها نمی‌کنم

684
00:44:12,916 --> 00:44:14,541
این میدان جنگ ماست.

685
00:44:15,250 --> 00:44:16,208
ما اینجاییم

686
00:44:16,416 --> 00:44:19,083
هیولاها رو شکست می‌دیم و از شهر مرزی محافظت می‌کنیم

687
00:44:19,083 --> 00:44:21,125
چی می‌گید؟

688
00:44:22,500 --> 00:44:23,666
منظورم اینه

689
00:44:23,791 --> 00:44:25,666
ما اینجا از هیولاها دفاع می‌کنیم.

690
00:44:26,125 --> 00:44:30,250
ما اینجا قوی‌ترین دیوار شهر رو می‌سازیم.

691
00:44:33,416 --> 00:44:39,125
در قلعه‌ی خاکستری، شاهزاده‌ی چهارم، رولند ویمبلدون، قبلاً بدنام بود.

692
00:44:39,666 --> 00:44:45,250
هرزگی، تنبلی، بی‌سوادی و بی‌ادبی، و اینگونه رفتارها

693
00:44:45,583 --> 00:44:49,916
او با چهار خواهر و برادرش زمین تا آسمون فرق داشت.

694
00:44:50,083 --> 00:44:55,000
چرا من رو فرستادند تا در نبرد تاج و تخت بهش کمک کنم؟

695
00:44:55,333 --> 00:45:01,000
اگر اعلیحضرت قول نمی‌داد که بعد از پایان نبرد تاج و تخت، من رو وزیر دارایی رسمی منصوب کنه...

696
00:45:01,083 --> 00:45:03,125
هرگز به این جای لعنتی نمی‌اومدم.

697
00:45:03,875 --> 00:45:06,666
با این حال، همه چیز شروع به تغییر کرد.

698
00:45:07,083 --> 00:45:09,958
دقیقاً از کی شروع شد؟

699
00:45:10,875 --> 00:45:14,875
احتمالاً از وقتی که اون جادوگر رو نجات دادیم.

700
00:45:15,625 --> 00:45:20,000
عالیجناب رولند ذهن روشن و تفکر استراتژیک بزرگی از خودش نشون داد.

701
00:45:20,083 --> 00:45:24,666
به طرز ماهرانه‌ای از مخمصه‌ی خودش اجتناب کرد و مستقیماً به ذات حکومت الهی پرداخت.

702
00:45:25,125 --> 00:45:29,291
با استفاده از جادوگران برای هدف قرار دادن هرمس پاپی

703
00:45:30,291 --> 00:45:33,458
در ابتدا فکر می‌کردم فقط یه لاف بی‌اساسه.

704
00:45:33,666 --> 00:45:38,416
اما بعد عالیجناب تمام شب رو صرف مطالعه‌ی صورت‌های مالی و تدوین استراتژی تجاری کرد.

705
00:45:38,500 --> 00:45:41,750
همچنین به جاده‌ی ابریشم اشاره کرد.

706
00:45:42,125 --> 00:45:45,125
اگرچه نمی‌دونم این کلمات از کجا اومده.

707
00:45:45,250 --> 00:45:47,583
با این حال، داشتن دیدگاه استراتژیک بلندمدت

708
00:45:47,666 --> 00:45:51,791
به ما امکان می‌ده اولویت‌های فوری‌مون رو دقیقاً بر روی توسعه‌ی شهر مرزی متمرکز کنیم.

709
00:45:51,875 --> 00:45:54,250
این فقط یه حدس بی‌اساس نیست.

710
00:45:54,875 --> 00:45:58,250
اما اگر نتونیم از ماه اهریمن جان سالم به در ببریم چی؟

711
00:45:58,333 --> 00:46:00,833
همه‌چیز در نهایت به هیچ می‌رسه.

712
00:46:01,291 --> 00:46:05,791
از کارتر شنیدم که عالیجناب حالا قصد داره دیوار شهر بسازه.

713
00:46:06,250 --> 00:46:09,166
تا زمستون فقط سه ماه مونده.

714
00:46:09,333 --> 00:46:12,875
حتی اگه فقط کمی بیش از دو هزار فوت باشه، کاملاً غیرممکنه.

715
00:46:13,416 --> 00:46:16,583
اما عالیجناب قبلاً این همه شگفتی به من داده.

716
00:46:16,708 --> 00:46:19,291
اگه واقعاً توی سه ماه نتونیم چی؟

717
00:46:19,333 --> 00:46:21,500
اون موقع هنوز دیر نشده که فرار کنیم.

718
00:46:22,125 --> 00:46:26,625
عالیجناب چطور قصد داره ظرف سه ماه دیوار شهر بسازه؟

719
00:46:27,333 --> 00:46:30,791
چیزی که بعدش اومد حتی جالب‌تر بود.

720
00:48:42,833 --> 00:48:44,791
وقتی اونجا رسیدی مواظب باش.

721
00:48:52,833 --> 00:48:55,333
برو به معدن کوه شمال و یک کامیون سنگ آهک بیار.

722
00:48:55,916 --> 00:48:58,166
یک کامیون هم خاک رس، اینجوری...

723
00:48:59,166 --> 00:49:02,000
بعد یکی رو پیدا کن تا اونها رو تیکه‌تیکه کنن و تا حد ممکن مخلوط کنن.

724
00:49:02,583 --> 00:49:04,500
به طور یکنواخت تو گودال اتاق پخت پخش کن.

725
00:49:11,958 --> 00:49:14,250
بقیاش به عهده‌ی خانم آناست.

726
00:49:45,750 --> 00:49:48,250
کارتر یه نفر رو فرستاد تا مواد پخته شده رو خرد کنه.

727
00:49:48,583 --> 00:49:50,833
گچ رو با پودر به نسبت ۱۰ به ۱ مخلوط کن.

728
00:49:51,333 --> 00:49:53,208
عالیجناب داره چیکار می‌کنه؟

729
00:49:55,041 --> 00:49:56,583
دستور جدید کارگاه

730
00:49:59,083 --> 00:50:01,000
عالیجناب، همه چیز طبق دستور شما آماده‌ست.

731
00:50:02,125 --> 00:50:03,583
دقیقاً می‌خواید چیکار کنید؟

732
00:50:09,625 --> 00:50:13,625
خانم آنا، این بار نوبت منه که براتون جادو کنم.

733
00:50:14,041 --> 00:50:16,000
عالیجناب، شما هم می‌تونید جادو کنید؟

734
00:50:16,166 --> 00:50:21,000
هاها، بله، یه نوع جادو به اسم علم.

735
00:50:21,000 --> 00:50:21,541
علم

736
00:50:22,083 --> 00:50:26,166
کارتر، این پودرها رو با آب مخلوط کن و بعد روی اون سنگ‌ها بریز.

737
00:50:26,458 --> 00:50:29,750
فقط مخلوط رو به طور یکنواخت تو شکاف‌های سنگ بریز.

738
00:50:29,875 --> 00:50:32,958
فردا تبدیل به یه دیوار محکم می‌شن.

739
00:50:33,000 --> 00:50:35,041
اوه، حتماً شوخی می‌کنید.

740
00:50:35,541 --> 00:50:37,750
خانم آنا، باور می‌کنید؟

741
00:50:39,166 --> 00:50:41,375
هر چی شما بگید باور می‌کنم.

742
00:50:42,666 --> 00:50:43,625
همونطور که گفتم عمل کن

743
00:50:44,083 --> 00:50:45,375
بذار ببینیم چی میشه.

744
00:50:46,291 --> 00:50:48,666
چشم عالیجناب.

745
00:50:59,583 --> 00:51:02,458
برو روش امتحان کن، کارتر.

746
00:51:19,958 --> 00:51:22,208
این واقعاً شگفت‌انگیزه، عالیجناب!

747
00:51:22,666 --> 00:51:25,375
با این، می‌تونیم هر چقدر که می‌خویم دیوار شهر بسازیم.

748
00:51:25,625 --> 00:51:28,166
ساختن دیوار مرزی ظرف پنج سال غیرممکن نیست.

749
00:51:28,833 --> 00:51:30,333
همچنین می‌تونیم ازش برای تقویت قلعه استفاده کنیم.

750
00:51:30,666 --> 00:51:33,333
تبدیل به قوی‌ترین و امن‌ترین قلعه‌ی قلعه‌ی خاکستری بشه

751
00:51:33,958 --> 00:51:36,916
ما فقط برای ساختن قلعه ازش استفاده نمی‌کنیم.

752
00:51:37,541 --> 00:51:38,666
چیزهای بیشتری

753
00:51:44,791 --> 00:51:50,666
کاش می‌تونستم هزاران عمارت داشته باشم تا همه‌ی فقرا رو پناه بدم و لبخند به لبشون بیارم!

754
00:51:51,833 --> 00:51:53,291
عالیجناب چی فرمودید؟

755
00:51:54,500 --> 00:51:57,916
می‌خوایم ازش برای ساختن خونه‌ی بهتر برای همه استفاده کنیم.

756
00:51:59,125 --> 00:52:01,166
تا مطمئن بشیم همه توی یه خونه‌ی محکم زندگی می‌کنند

757
00:52:01,625 --> 00:52:04,208
نه باد و نه کولاک نمی‌تونه خرابش کنه

758
00:52:06,333 --> 00:52:08,416
خانم آنا، از امروز

759
00:52:08,958 --> 00:52:10,333
لطفاً هر روز یه دسته آتش بزنید.

760
00:52:11,291 --> 00:52:12,916
چشم عالیجناب

761
00:52:13,625 --> 00:52:16,125
کارتر، تو مسئول ساخت دیوار شهر هستی.

762
00:52:16,583 --> 00:52:18,458
ساخت و ساز باید ظرف سه ماه تموم بشه.

763
00:52:18,583 --> 00:52:20,500
بله عالیجناب، به من بسپارید.

764
00:52:26,750 --> 00:52:28,708
اوه، راستی عالیجناب، ببخشید...

765
00:52:28,958 --> 00:52:31,333
اسم این پودر کیمیاگری جادویی چیه؟

766
00:52:35,833 --> 00:52:36,625
سیمان

767
00:52:42,833 --> 00:52:44,708
این

768
00:52:52,875 --> 00:52:55,333
چرا این همه روز طول کشید؟

769
00:52:55,583 --> 00:52:57,000
چرا پروژه اینقدر کند پیش می‌ره؟

770
00:52:57,583 --> 00:52:58,791
و کج و کوله

771
00:52:59,333 --> 00:53:00,583
جای مناسبی برای ایستادن آدم نیست.

772
00:53:00,875 --> 00:53:03,666
به‌جز مقاومت در برابر هیولاها، بعد از یک بارون فرو می‌ریزه.

773
00:53:03,666 --> 00:53:06,083
متاسفم عالیجناب، تقصیر منه.

774
00:53:07,583 --> 00:53:09,541
عالیجناب، اجازه بدید رک بگم.

775
00:53:09,833 --> 00:53:12,250
کارتر بالاخره هیچوقت چنین کاری نکرده بود.

776
00:53:12,583 --> 00:53:17,625
بدون یه معمار با تجربه که کل پروژه رو نظارت کنه، ساختن این دو هزار فوتی دیوار غیرممکن بود.

777
00:53:18,333 --> 00:53:23,125
حتی اگر این معجون کیمیاگری به اسم سیمان اینقدر خواص شگفت‌انگیزی داشته باشه...

778
00:53:23,333 --> 00:53:26,125
می‌ترسم برآورده کردن خواسته‌های عالیجناب خیلی سخت باشه.

779
00:53:26,625 --> 00:53:30,166
ما به یه استاد سنگ‌تراش واقعی نیاز داریم.

780
00:53:30,250 --> 00:53:31,125
استاد سنگ‌تراش

781
00:53:33,125 --> 00:53:35,541
فوراً برید و استخدامش کنید، هر پاداشی باشه.

782
00:53:35,833 --> 00:53:38,666
اما عالیجناب، موضوع پول نیست.

783
00:53:38,875 --> 00:53:42,416
بلکه شهر مرزی اصلاً همچین استعدادی نداره.

784
00:53:43,083 --> 00:53:45,458
پس برید تو دژ چانگه یا شهر لیویه بگردید.

785
00:53:45,833 --> 00:53:48,500
حتی اگه لازم باشه به قلعه‌ی خاکستری برگردیم، باید پیداش کنیم.

786
00:54:30,125 --> 00:54:31,375
آقای کارل

787
00:54:35,041 --> 00:54:38,416
من هم

788
00:54:39,916 --> 00:54:41,875
من هم جادوگر شدم.

789
00:54:45,333 --> 00:54:47,875
آقای ونبرت، لطفاً بیاید اینجا.

790
00:54:53,083 --> 00:54:54,000
چی شده؟

791
00:54:54,000 --> 00:54:55,833
میشه این اعلامیه رو نگاه کنید؟

792
00:54:55,958 --> 00:54:57,375
گفته شده که شاهزاده منتشر کرده.

793
00:54:57,958 --> 00:54:59,333
این چیه می‌گه؟

794
00:54:59,833 --> 00:55:03,125
به فراخوان رولند ویمبلدون، شاهزاده‌ی چهارم پادشاهی قلعه‌ی خاکستری

795
00:55:03,583 --> 00:55:05,708
فوراً به افراد زیر نیاز داریم.

796
00:55:06,041 --> 00:55:10,625
سنگ‌تراش باید مرد ۲۰ تا ۴۰ ساله با هیکل قوی باشه.

797
00:55:10,833 --> 00:55:12,666
دستمزد روزانه: ۲۵ عقاب برنزی

798
00:55:12,875 --> 00:55:16,833
بنّا برای هر دو جنس، حداقل ۱۸ سال و دارای سابقه‌ی بنایی.

799
00:55:17,041 --> 00:55:18,958
دستمزد روزانه: ۴۵ عقاب برنزی

800
00:55:19,291 --> 00:55:22,083
کارگر ساده: مرد، ۱۸ سال یا بیشتر

801
00:55:22,333 --> 00:55:24,083
دستمزد روزانه: ۱۲ عقاب برنزی

802
00:55:24,291 --> 00:55:27,291
استاد سنگ‌تراش: بدون محدودیت جنسیت و سن

803
00:55:27,375 --> 00:55:31,666
هر کسی که در ساخت و ساز شهری بزرگ، استحکامات یا پروژه‌های مهندسی شرکت داشته باشه، واجد شرایط است.

804
00:55:32,000 --> 00:55:33,583
دستمزد ماهانه: یک اژدهای طلا

805
00:55:33,833 --> 00:55:37,041
کسانی که تجربه‌ی غنی و عملکرد برجسته دارند، ممکنه به مقام رسمی منصوب بشن.

806
00:55:37,291 --> 00:55:40,833
رولند ویمبلدون، شاهزاده‌ی چهارم پادشاهی قلعه‌ی خاکستری

807
00:55:41,750 --> 00:55:45,166
حتی می‌تونه مقام رسمی بگیره، شاید هر روز شاهزاده رو ببینه.

808
00:55:46,041 --> 00:55:48,625
آقای ونبرت

809
00:55:51,791 --> 00:55:53,583
اینقدر زود یه استاد سنگ‌تراش اومد درخواست بده.

810
00:55:54,291 --> 00:55:55,583
مگه نگفتید پیدا کردنش سخته؟

811
00:55:56,250 --> 00:55:57,708
منم گیج شدم.

812
00:55:57,833 --> 00:56:03,541
معلوم بود که یه معلم محلیه، ولی ادعا کرد سابقه‌ی کار تو پروژه‌های بزرگ عمرانی رو داره.

813
00:56:03,916 --> 00:56:05,875
عالیجناب، می‌خواید ببینیدش؟

814
00:56:07,333 --> 00:56:09,333
البته، بیاریدش تو.

815
00:56:10,208 --> 00:56:11,791
شما اون سنگ‌تراشی هستید که برای استخدام اومدید؟

816
00:56:12,291 --> 00:56:13,375
بله عالیجناب.

817
00:56:13,750 --> 00:56:15,875
اسم من کارل ون پرت است.

818
00:56:16,333 --> 00:56:18,958
شنیدم قبلاً تو شهر درس می‌دادید.

819
00:56:19,333 --> 00:56:22,083
فقط به بچه‌ها نوشتن اسم خودشون رو یاد می‌دادم عالیجناب.

820
00:56:22,416 --> 00:56:24,375
چه چیزی شما رو واجد شرایط برای سمت استاد سنگ‌تراشی می‌کنه؟

821
00:56:24,541 --> 00:56:25,291
من

822
00:56:26,333 --> 00:56:30,666
در تعمیر و نگهداری سدهای داخل قلعه‌ی خاکستری و طراحی و ساخت کاخ شرکت داشتم.

823
00:56:30,833 --> 00:56:33,666
و بازسازی برخی از تأسیسات عمومی

824
00:56:35,000 --> 00:56:38,875
یعنی شما در ساخت بسیاری از پروژه‌های بزرگ در قلعه‌ی خاکستری شرکت داشته‌اید؟

825
00:56:39,583 --> 00:56:41,375
بله عالیجناب.

826
00:56:42,166 --> 00:56:46,208
همه‌ی استحکامات بزرگ قلعه‌ی خاکستری بر عهده‌ی صنف سنگ‌تراشان بود.

827
00:56:46,750 --> 00:56:49,375
شما اهل صنف سنگ‌تراشان قلعه‌ی خاکستری هستید؟

828
00:56:50,791 --> 00:56:52,375
بله عالیجناب.

829
00:56:53,458 --> 00:56:55,333
طبیعتاً اعضای صنف سنگ‌تراشان جزو نخبگان هستند.

830
00:56:55,541 --> 00:56:59,916
اما طبق اطلاعات من، چند سال پیش در حین ساخت تئاتر قلعه‌ی خاکستری، ریزش رخ داد.

831
00:57:00,458 --> 00:57:01,958
همه‌ی اعضای صنف سنگ‌تراشان محکوم شدند.

832
00:57:02,583 --> 00:57:03,708
همه اعدام شدند.

833
00:57:05,958 --> 00:57:08,416
شایعاتی که در بیرون هست درسته.

834
00:57:08,625 --> 00:57:11,083
اوه، پس حقیقت چیه؟

835
00:57:11,958 --> 00:57:15,250
مدیر وقت به دنبال چند صد اژدهای طلا رشوه بود.

836
00:57:15,708 --> 00:57:19,083
این حادثه به خاطر این رخ داد که به ما دستور داده شد سنگ‌ها رو عوض کنیم.

837
00:57:19,750 --> 00:57:21,875
ما چندین بار با مدیر صحبت کردیم.

838
00:57:22,166 --> 00:57:25,750
استفاده از این درجه سنگ، خطراتی برای استحکام سازه ایجاد می‌کنه.

839
00:57:26,125 --> 00:57:27,625
اما کسی به حرف ما گوش نداد.

840
00:57:28,125 --> 00:57:29,291
بعد از حادثه

841
00:57:29,750 --> 00:57:32,458
همه‌چیز رو برای بزرگ‌هایی که اومده بودند تحقیق کنید، توضیح دادیم.

842
00:57:32,625 --> 00:57:35,958
اما اون مقامی که دستور تعویض سنگ‌ها رو داده بود...

843
00:57:36,125 --> 00:57:37,791
بهانه‌اش این بود که برای صرفه‌جویی در هزینه بوده.

844
00:57:38,500 --> 00:57:42,333
در نهایت، به خاطر نیت خوب، تبرئه شد.

845
00:57:42,625 --> 00:57:46,125
با این حال، کل صنف سنگ‌تراشان اعدام شدند.

846
00:57:46,833 --> 00:57:49,500
قبل از اون خبر رو شنیدم و شبانه فرار کردم.

847
00:57:49,791 --> 00:57:52,708
به شهر مرزی رسیدم و از اون به بعد هویتم رو پنهان کردم.

848
00:57:53,333 --> 00:57:54,791
از اونجایی که می‌خواستید هویلتان رو پنهان کنید

849
00:57:55,125 --> 00:57:57,833
چرا حالا خودتون رو معرفی می‌کنید و برای این کار درخواست می‌دید؟

850
00:57:58,500 --> 00:58:01,666
چون دلیلی دارم که بلند شم.

851
00:58:02,041 --> 00:58:03,000
چه دلیلی؟

852
00:58:03,833 --> 00:58:04,833
من

853
00:58:05,833 --> 00:58:09,625
متاسفم عالیجناب، در حال حاضر نمی‌تونم دلیلش رو بگم.

854
00:58:09,958 --> 00:58:10,875
عالیجناب

855
00:58:12,416 --> 00:58:14,333
می‌دونم که به من شک دارید

856
00:58:14,916 --> 00:58:18,083
بالاخره من با نافرمانی از تحقیق و فرار غیرمجاز، مرتکب جرمی شده‌ام که مجازاتش اعدامه.

857
00:58:18,375 --> 00:58:22,083
اما واقعاً چاره‌ای نداشتم؛ اگه فرار نمی‌کردم، حتماً الان زنده نبودم.

858
00:58:23,250 --> 00:58:26,166
تمام عمرم سنگ‌تراش بودم، مطمئنم می‌تونم نیازهای شما رو برآورده کنم.

859
00:58:26,458 --> 00:58:29,250
لطفاً یه فرصت بهم بدید تا گناهانم رو جبران کنم.

860
00:58:33,458 --> 00:58:34,916
نظرت چیه باروف؟

861
00:58:35,333 --> 00:58:39,500
عالیجناب، به نظر من حرف‌های این شخص تا حد زیادی درسته.

862
00:58:39,708 --> 00:58:43,375
طبق قانون، او الان باید یه فراری با سابقه‌ی کیفری باشه.

863
00:58:43,708 --> 00:58:47,083
با این حال، عالیجناب، شما الان حتی...

864
00:58:48,125 --> 00:58:51,375
بنابراین، فکر می‌کنم به جا باشه که در صورت لزوم از افراد استفاده کنیم.

865
00:58:55,250 --> 00:58:58,708
آقای ونبرت، گناه شما رو می‌بخشم و شما رو به عنوان استاد سنگ‌تراش بزرگ استخدام می‌کنم.

866
00:58:58,833 --> 00:59:01,500
و از این به بعد شما عضوی از دفتر اداری هستید.

867
00:59:01,833 --> 00:59:04,666
بذارید مهارت استاد سنگ‌تراش رو ببینم.

868
00:59:08,291 --> 00:59:09,875
می‌خوام اینجا دیوار شهر بسازم.

869
00:59:10,250 --> 00:59:14,250
تمام طول از کوه‌های دراگون‌سپاین تا رودخانه چیشوئه تقریباً دو هزار فوت است.

870
00:59:15,041 --> 00:59:18,291
دیوار ۱۵ فوت ارتفاع و ۶ فوت عرض داره که چهار نفر می‌تونند کنار هم راه بروند.

871
00:59:19,000 --> 00:59:20,875
چطور انجامش بدیم؟

872
00:59:21,791 --> 00:59:25,916
اول، باید یک ترانشه به عمق یک نفر حفر کرد تا دیوار بالایی رو محکم کنه.

873
00:59:26,541 --> 00:59:30,750
علاوه بر این، اگر بالا شش فوت و دیوار پانزده فوت ارتفاع داشته باشه...

874
00:59:31,166 --> 00:59:33,375
عرض پایین باید حداقل دو برابر بشه.

875
00:59:34,333 --> 00:59:37,916
اگر عالیجناب ۱۵۰ نفر به من بده، می‌تونم ظرف سه ماه حفرش کنم.

876
00:59:38,833 --> 00:59:43,833
قسمت بالایی دیوار باید با سنگ‌های محکم ساخته بشه و برش و صیقل دادن سنگ‌ها وقت‌گیره.

877
00:59:44,125 --> 00:59:46,333
احتمالاً سه سال طول می‌کشه تا تموم بشه.

878
00:59:50,958 --> 00:59:52,875
یک ترانشه نمی‌تونه جلوی هیولا رو بگیره.

879
00:59:53,166 --> 00:59:54,166
مقاومت در برابر هیولاها

880
00:59:54,625 --> 00:59:56,250
منظورت اینه

881
00:59:56,958 --> 01:00:00,375
بله، می‌خوام دیواری بسازم که بتونه در برابر هیولاها مقاومت کنه.

882
01:00:00,958 --> 01:00:03,458
بنابراین، باید قبل از رسیدن ماه اهریمن امسال تموم بشه.

883
01:00:04,208 --> 01:00:05,041
راهی هست؟

884
01:00:06,041 --> 01:00:08,833
اگر اینطوره...

885
01:00:08,916 --> 01:00:12,125
خب، در واقع دیوار نیازی به این بلندی نداره.

886
01:00:13,000 --> 01:00:14,125
اینطوری

887
01:00:15,083 --> 01:00:19,458
ارتفاع رو میشه به دوازده فوت و عرض رو یک سوم کم کرد.

888
01:00:19,750 --> 01:00:22,333
این عرض پایین رو به شش فوت کاهش میده.

889
01:00:22,791 --> 01:00:25,083
حفر ترانشه و ساخت دیوار همزمان انجام میشه.

890
01:00:25,333 --> 01:00:28,000
اگر تعداد به دویست نفر افزایش پیدا کنه...

891
01:00:28,416 --> 01:00:32,416
فونداسیون رو حدوداً یک ماه و نیمه میشه حفر کرد.

892
01:00:33,166 --> 01:00:34,125
فقط

893
01:00:34,541 --> 01:00:35,333
فقط چی؟

894
01:00:36,500 --> 01:00:39,416
ساختن دیوار به مقدار زیادی سنگ تراشیده شده نیاز داره.

895
01:00:39,625 --> 01:00:43,625
در این زمان کوتاه، امکان پردازش سنگ کافی وجود نداره.

896
01:00:43,833 --> 01:00:47,541
حتی اگه از شهرهای اطراف بخرید، زمان حمل و نقل هم هست.

897
01:00:48,083 --> 01:00:49,333
می‌ترسم همینطور باشه.

898
01:00:50,041 --> 01:00:54,083
پس، تا وقتی سنگ کافی داشته باشیم، میشه ظرف سه ماه دیوار رو ساخت؟

899
01:00:54,250 --> 01:00:55,833
فکر می‌کنم اینطوره.

900
01:00:56,166 --> 01:00:56,750
اما

901
01:00:56,833 --> 01:00:57,875
پس نگران نباشید.

902
01:00:58,833 --> 01:01:01,125
با من بیایید، چیزی بهتون نشون بدم.

903
01:01:01,875 --> 01:01:03,458
آه بله

904
01:01:08,791 --> 01:01:11,875
این باورنکردنیه، اینقدر شگفت‌انگیزه!

905
01:01:13,250 --> 01:01:16,041
باورنکردنیه که اینقدر محکم به هم بچسبند.

906
01:01:17,500 --> 01:01:20,833
داشتن این یعنی نیازی به برش و صیقل دادن ثانویه نیست.

907
01:01:21,125 --> 01:01:23,000
می‌تونید سنگ‌هایی با هر شکلی داشته باشید.

908
01:01:26,708 --> 01:01:29,583
وقتی مراحل زمان‌بر و پرهزینه‌ی پردازش سنگ کنار گذاشته بشه

909
01:01:29,916 --> 01:01:33,333
سرعت ساخت هر ساختمانی می‌تونه به سطح جدیدی برسه.

910
01:01:33,416 --> 01:01:36,416
چطور میشه ظرف سه ماه تمومش کرد؟

911
01:01:36,541 --> 01:01:38,666
این چیز شگفت‌انگیزه!

912
01:01:39,000 --> 01:01:41,083
عالیجناب، گفتید اسمش چیه؟

913
01:01:41,500 --> 01:01:42,083
سیمان

914
01:01:42,250 --> 01:01:44,250
سیمان رو یادم میاد.

915
01:01:44,458 --> 01:01:48,750
باورم نمیشه که کارگاه کیمیاگری چنین چیز شگفت‌انگیزی ساخته.

916
01:01:49,000 --> 01:01:52,250
وقتی برگشتم، یه سند دقیق در مورد نحوه‌ی استفاده از سیمان براتون می‌نویسم.

917
01:01:52,666 --> 01:01:55,500
اگر نیاز دیگه‌ای دارید، می‌تونید با معاون وزیرم باروف صحبت کنید.

918
01:01:55,875 --> 01:01:57,541
اوه، عالیجناب.

919
01:01:59,333 --> 01:02:02,750
عالیجناب، یه چیز دیگه هست.

920
01:02:02,875 --> 01:02:04,208
اوه، چیه؟

921
01:02:04,458 --> 01:02:05,458
اون اینه که

922
01:02:08,291 --> 01:02:10,083
آنا

923
01:02:13,041 --> 01:02:14,333
آقای کارل

924
01:02:19,500 --> 01:02:22,916
پس اون همون معلم کارل بود که قبلاً گفتید.

925
01:02:23,333 --> 01:02:26,958
بله، خیلی از بچه‌های شهر برای درس خوندن به خونه‌ش می‌رفتن.

926
01:02:27,375 --> 01:02:28,791
با ما خیلی خوب بود.

927
01:02:29,916 --> 01:02:33,250
فقط برامون قصه می‌گفت و چند کلمه یاد می‌داد.

928
01:02:33,875 --> 01:02:36,708
آنا، فکر می‌کردم مردی.

929
01:02:37,000 --> 01:02:39,458
چند روزه کابوس می‌بینم.

930
01:02:39,958 --> 01:02:42,250
خوشحالم که هنوز زنده‌ای.

931
01:02:43,833 --> 01:02:44,458
من

932
01:02:46,083 --> 01:02:48,666
عالیجناب از لطفتون سپاسگزارم.

933
01:02:48,958 --> 01:02:50,291
اینقدر سریع بلند نشید.

934
01:02:51,583 --> 01:02:52,250
عالیجناب

935
01:02:52,541 --> 01:02:53,458
آقای ونبرت

936
01:02:54,083 --> 01:02:57,375
از نظر من، جادوگران تجسم شیطان نیستند.

937
01:02:57,916 --> 01:03:00,583
معلومه که از دستورات کلیسا برای شکار جادوگران پیروی نمی‌کنم.

938
01:03:00,916 --> 01:03:02,291
خانم آنا بی‌گناه است.

939
01:03:02,916 --> 01:03:04,000
معلومه که بهش آسیبی نمی‌رسونم.

940
01:03:04,250 --> 01:03:07,083
عالیجناب، چیزی هست که بخوام بهتون بگم.

941
01:03:10,625 --> 01:03:12,375
اوه، بفرمایید...

942
01:03:12,625 --> 01:03:14,791
چیزی که گفتم رو یادتون هست؟

943
01:03:15,333 --> 01:03:17,583
من برای درخواست این کار دلیل خودم رو دارم.

944
01:03:18,000 --> 01:03:19,541
اون موقع جرات نکردم فوراً بهتون بگم.

945
01:03:19,833 --> 01:03:23,000
اما الان مطمئنم که می‌تونم بگم.

946
01:03:23,541 --> 01:03:27,375
یک جادوگر دیگه هم تو این شهر دوردست هست.

947
01:03:40,791 --> 01:03:41,833
چطور ممکنه؟

948
01:03:42,750 --> 01:03:46,583
حتی ناناوا هم جادوگر شده!

949
01:03:47,083 --> 01:03:49,583
ناگهان، تو این شهر مرزی کوچک

950
01:03:50,125 --> 01:03:51,291
در واقع دو جادوگر بودند.

951
01:03:51,583 --> 01:03:56,000
اگر این جای دیگه اتفاق می‌افتاد، حتماً یه عملیات خونین دیگه بود.

952
01:03:56,541 --> 01:03:59,291
اما حالا، این شاهزاده چه می‌گه؟

953
01:03:59,333 --> 01:04:01,375
چه واکنشی نشون میده؟

954
01:04:07,166 --> 01:04:09,750
این چیزیه که می‌خوام از عالیجناب خواهش کنم.

955
01:04:10,291 --> 01:04:12,500
شایعاتی که عالیجناب مهربان هست و از اهریمن نمی‌ترسه

956
01:04:12,916 --> 01:04:16,125
برای آنا که تو حرمسراش باشه، خوشبختی بود.

957
01:04:17,208 --> 01:04:20,416
اگرچه ناناوا هنوز برای خدمت به شما خیلی کوچیکه

958
01:04:21,000 --> 01:04:22,625
اما اون واقعاً بی‌گناهه.

959
01:04:22,750 --> 01:04:26,166
ازتون التماس می‌کنم عالیجناب، شما هم حتماً نجاتش بدید.

960
01:04:26,416 --> 01:04:31,500
آخ، اینطور نیست که فکر می‌کنید. من آنا رو نجات دادم چون به کمکش نیاز داشتم.

961
01:04:31,833 --> 01:04:36,083
باور دارم وقتی ناناوا بزرگ بشه، حتماً می‌تونه به شما کمک کنه.

962
01:04:39,083 --> 01:04:40,583
واقعاً اشتباه متوجه شدید.

963
01:04:41,041 --> 01:04:44,916
کار خانم آنا ساختن سیمانیه که همین الان بهتون نشون دادم.

964
01:04:45,750 --> 01:04:50,750
این چیز جادویی رو آنا درست کرده؟

965
01:04:51,333 --> 01:04:53,666
در مورد ناناوا، دوست دارم ببینمش.

966
01:04:54,291 --> 01:04:57,166
می‌تونم به شما اطمینان بدم که در امانه و اجازه بدید اون رو پیش من بیارید؟

967
01:04:57,500 --> 01:05:00,375
آه، بله عالیجناب، متوجه شدم.

968
01:05:00,875 --> 01:05:01,916
متاسفم عالیجناب.

969
01:05:02,250 --> 01:05:04,875
بسیار سپاسگزارم.

970
01:05:06,583 --> 01:05:09,625
بریم تو اتاق و درباره‌ی جزئیات صحبت کنیم.

971
01:05:10,333 --> 01:05:11,333
چشم عالیجناب

972
01:05:12,500 --> 01:05:14,666
خانم آنا، این رو به شما می‌سپارم.

973
01:05:15,208 --> 01:05:16,666
چشم عالیجناب

974
01:05:20,208 --> 01:05:21,625
عالیجناب، عالیجناب

975
01:05:22,125 --> 01:05:23,041
باروف، چی شده؟

976
01:05:23,041 --> 01:05:26,583
عالیجناب، می‌دونم مشتاقید این جادوگر رو ببینید.

977
01:05:26,875 --> 01:05:29,833
با این حال، احتمالاً یه نکته اینجا هست که رسیدگی بهش سخته.

978
01:05:30,083 --> 01:05:31,708
اوه، چیه؟

979
01:05:32,041 --> 01:05:36,125
خب، اسم این دختر ناناوا پاین هست، درسته؟

980
01:05:36,333 --> 01:05:38,958
فامیل پاین مال یه نجیب‌زاده‌ی معمولی نیست.

981
01:05:39,291 --> 01:05:42,750
بلکه متعلق به بارون پاین، یکی از اشراف پایین‌رتبه‌ی شهر هست.

982
01:05:44,041 --> 01:05:44,958
واقعاً؟

983
01:05:45,416 --> 01:05:49,875
بله عالیجناب، ناناوا واقعاً دختر بارون تیگو پاین هست.

984
01:05:51,333 --> 01:05:54,291
اگر اشراف بفهمند، دردسر می‌شه.

985
01:05:55,541 --> 01:05:58,583
آقای ونبرت، لطفاً فردا صبح اول وقت ناناوا رو بیارید.

986
01:05:58,791 --> 01:06:01,083
در ساعات عادی کلاس، توجه نکنید.

987
01:06:01,291 --> 01:06:02,166
چشم عالیجناب

988
01:06:03,041 --> 01:06:07,083
باروف، بعد از رسیدن ناناوا فردا، مستقیم ببرش آشپزخانه.

989
01:06:07,333 --> 01:06:10,333
من اونجا با ملاقاتش می‌کنم، بعد از اینکه قبلاً افراد رو از اونجا خارج کنیم.

990
01:06:11,125 --> 01:06:13,416
بله، عالیجناب خردمندند.

991
01:06:44,166 --> 01:06:44,916
عالیجناب

992
01:06:45,958 --> 01:06:47,041
خانم پاین رسیدند.

993
01:06:57,708 --> 01:06:58,666
مشکلی نیست

994
01:07:00,291 --> 01:07:02,083
برو ناناوا

995
01:07:02,791 --> 01:07:03,958
به عالیجناب سلام کن

996
01:07:06,291 --> 01:07:11,333
سلام، من پرنسس ناناوا پاین هستم.

997
01:07:12,416 --> 01:07:14,041
سلام خانم پاین

998
01:07:15,500 --> 01:07:17,375
خوش آمدید، بفرمایید بشینید.

999
01:07:25,166 --> 01:07:28,750
برو، اشکالی نداره. عالیجناب فرمودند بشینی.

1000
01:07:29,375 --> 01:07:31,416
برو، اشکالی نداره، برو.

1001
01:07:31,666 --> 01:07:34,916
خانم پاین، میشه به شما هم ناناوا بگم؟

1002
01:07:36,125 --> 01:07:39,250
اینم چند تا شیرینی، نمی‌دونم دوست دارید یا نه.

1003
01:08:11,750 --> 01:08:12,708
ناناوا

1004
01:08:16,083 --> 01:08:17,916
خواهر آنا

1005
01:08:21,708 --> 01:08:24,500
عالیه آنا، تو هنوز زنده‌ای!

1006
01:08:24,958 --> 01:08:28,833
همه می‌گفتند می‌دونستند وقتی گفتی مردی دروغ می‌گی.

1007
01:08:30,583 --> 01:08:31,375
عالیجناب، وقت تنگه، باید فوراً به محل ساخت‌وساز برگردم.

1008
01:08:31,375 --> 01:08:33,125
دلم برات تنگ شده!
عالیجناب، وقت تنگه، باید فوراً به محل ساخت‌وساز برگردم.

1009
01:08:33,125 --> 01:08:33,791
عالیجناب، وقت تنگه، باید فوراً به محل ساخت‌وساز برگردم.

1010
01:08:34,375 --> 01:08:36,250
هرگز ناامیدتان نمی‌کنم.

1011
01:08:37,125 --> 01:08:40,291
آنا و ناناوا در پناه شما هستند.

1012
01:08:48,125 --> 01:08:48,875
خوب بخور آنا!

1013
01:08:48,875 --> 01:08:49,583
ناناوا
خیلی خوشمزه، آنا!

1014
01:08:51,541 --> 01:08:53,083
از معلمت کارل شنیدم که...

1015
01:08:53,583 --> 01:08:55,083
تو هم تبدیل به جادوگر شدی.

1016
01:08:58,708 --> 01:09:00,125
کی شروع شد؟

1017
01:09:00,750 --> 01:09:02,083
چطور فهمیدی؟

1018
01:09:02,833 --> 01:09:03,875
میشه برام تعریف کنی؟

1019
01:09:07,291 --> 01:09:09,500
حدود یه هفته پیش

1020
01:09:09,916 --> 01:09:13,333
یک پرنده‌ی کوچک دیدم که پاش شکسته بود و دلم می‌خواست کمکش کنم.

1021
01:09:13,916 --> 01:09:18,333
بعد حس کردم چیزی از کف دستم خارج می‌شه.

1022
01:09:18,958 --> 01:09:22,333
پرنده توی یه توده‌ی چسبناک از آب پیچیده شد.

1023
01:09:22,625 --> 01:09:24,916
اوه، بعدش چی شد؟

1024
01:09:25,833 --> 01:09:27,083
بعد

1025
01:09:27,333 --> 01:09:28,750
بعد پرنده تموم شد.

1026
01:09:30,500 --> 01:09:31,333
کارتر

1027
01:09:31,541 --> 01:09:32,833
آره، درسته.

1028
01:09:33,791 --> 01:09:34,916
فوراً برو شهر.

1029
01:09:35,458 --> 01:09:36,833
از شکارچی‌ها چند تا حیوون کوچیک بخر

1030
01:09:37,166 --> 01:09:39,708
زخمی، در حال مرگ، و مرده

1031
01:09:40,208 --> 01:09:41,583
چند تا از هر نوع

1032
01:09:41,958 --> 01:09:43,083
چشم عالیجناب

1033
01:09:55,291 --> 01:09:58,083
میشه ناناوا دوباره به من نشون بده؟

1034
01:09:58,708 --> 01:10:00,416
همون مایع چسبنده‌ای که گفتی

1035
01:10:01,500 --> 01:10:03,666
نمی‌خوای بهشون کمک کنی؟

1036
01:10:04,875 --> 01:10:05,583
اوم

1037
01:10:33,500 --> 01:10:34,583
اینقدر نازن!

1038
01:10:35,875 --> 01:10:37,000
هی هی

1039
01:10:37,000 --> 01:10:38,000
ببین

1040
01:10:39,333 --> 01:10:41,000
قسمت‌های آسیب‌دیده ترمیم می‌شن

1041
01:10:41,833 --> 01:10:43,833
اندام قطع شده کاملاً وصل می‌شه.

1042
01:10:44,958 --> 01:10:48,875
با این حال، اگر عضو قطع شده از دست رفته باشه، نمی‌تونه دوباره رشد کنه.

1043
01:10:49,625 --> 01:10:50,583
و همچنین

1044
01:10:51,958 --> 01:10:53,583
مرگ غیرقابل برگشت

1045
01:10:58,916 --> 01:11:01,416
این قدرت شگفت‌انگیزه!

1046
01:11:02,583 --> 01:11:04,708
نجات جان و درمان مجروحان، وظیفه‌ی ما شوالیه‌هاست.

1047
01:11:05,625 --> 01:11:07,125
اما یه دختر کوچولو

1048
01:11:07,916 --> 01:11:10,916
با این حال، عمل نجات جان رو به این زیبایی پیش چشم من به تصویر کشید.

1049
01:11:11,416 --> 01:11:14,583
واقعاً نمی‌دونم چی بگم.

1050
01:11:16,500 --> 01:11:19,666
عالیجناب، دارم رویکرد شما رو نسبت به جادوگران درک می‌کنم.

1051
01:11:19,833 --> 01:11:20,333
کارتر

1052
01:11:20,375 --> 01:11:21,250
چشم عالیجناب

1053
01:11:21,833 --> 01:11:23,083
یه کم دیگه ببرش خونه.

1054
01:11:23,833 --> 01:11:25,916
از این به بعد، سعی می‌کنم بیشتر روزها بیارمش.

1055
01:11:26,375 --> 01:11:27,375
روی توانایی‌هاش تمرین کنه

1056
01:11:28,458 --> 01:11:30,333
چرا همونجا نگهش نمی‌دارید؟

1057
01:11:30,833 --> 01:11:32,916
توانایی‌اش واقعاً شگفت‌انگیزه.

1058
01:11:34,083 --> 01:11:35,208
خانواده‌شون اشرافیه.

1059
01:11:36,166 --> 01:11:37,875
هنوز هویت جادوگری ناناوا فاش نشده.

1060
01:11:38,625 --> 01:11:40,000
اگر الان بیاریمش اینجا

1061
01:11:40,541 --> 01:11:43,250
ممکنه خیلی زود به درگیری با اشراف محلی منجر بشه.

1062
01:11:44,250 --> 01:11:47,000
و ما هنوز آماده نیستیم.

1063
01:11:47,416 --> 01:11:49,583
عالیجناب، بفرمایید

1064
01:11:50,041 --> 01:11:53,250
واقعاً می‌تونیم روی اون دیوار و قدرت جادوگر حساب کنیم.

1065
01:11:53,458 --> 01:11:55,125
اینجا ماه اهریمن رو بگذرونیم؟

1066
01:11:55,666 --> 01:11:56,500
مطمئناً

1067
01:11:57,750 --> 01:12:00,541
با این حال، این کافی نیست.

1068
01:12:02,250 --> 01:12:06,833
چون غیر از هیولاها، دشمنان بیشتری داریم.

1069
01:12:30,166 --> 01:12:32,500
عالیجناب، بادبان‌سیاه برگشته.

1070
01:12:32,875 --> 01:12:36,083
بادبان‌سیاه کاروان تجاری رو که از شهر گلدن هاروست به سمت ولف‌هارت می‌رفته، متوقف کرده.

1071
01:12:36,333 --> 01:12:40,875
غنایم این بار به اندازه‌ای بوده که بشه یه ارتش کامل رو مسلح کرد.

1072
01:12:41,333 --> 01:12:43,083
هوم، بد نیست.

1073
01:12:44,458 --> 01:12:48,125
اسم ناخدای اون کشتی بادبان‌سیاه چی بود؟

1074
01:12:48,541 --> 01:12:50,708
ناوگان دریک

1075
01:12:55,833 --> 01:13:01,458
بهش مقام شوالیه داده می‌شه و تمام غنایم این یورش به ناوگان بادبان‌سیاه تعلق می‌گیره.

1076
01:13:01,833 --> 01:13:08,166
باور دارم که سر دریک و همه‌ی ناوگان بادبان‌سیاه عمیقاً از سخاوت عالیجناب سپاسگزار خواهند بود.

1077
01:13:08,875 --> 01:13:12,958
در همین حال، ماهی‌خور پاسخ داد که مأموریت شکست خورده.

1078
01:13:13,208 --> 01:13:16,458
گفتند قرص بوده و درست مخلوطش کرده‌اند و نوشیده‌اند.

1079
01:13:16,625 --> 01:13:20,541
با این حال، شاهزاده رولند فقط یه کم خوابید و

1080
01:13:20,625 --> 01:13:23,583
شکست یعنی شکست، حرف اضافه نمی‌خوام.

1081
01:13:23,625 --> 01:13:25,083
چشم عالیجناب

1082
01:13:25,833 --> 01:13:27,208
یه فرصت آخر بهش بده

1083
01:13:27,708 --> 01:13:31,833
چند تا چیز برای خواهرش به همراه نامه بفرست و بذار خودش تصمیم بگیره.

1084
01:13:32,333 --> 01:13:33,291
برو پایین

1085
01:13:33,833 --> 01:13:35,291
چشم عالیجناب

1086
01:13:37,083 --> 01:13:38,208
راستی

1087
01:13:39,375 --> 01:13:42,875
اون قرص رو کیمیاگر امبیسر تهیه کرده بود، نه؟

1088
01:13:44,500 --> 01:13:46,083
اون موقع چی گفته بود؟

1089
01:13:46,875 --> 01:13:49,708
با آب حل می‌شه، بلعیدنش باعث مرگ می‌شه.

1090
01:13:51,708 --> 01:13:53,166
به دارش آویزون کنید!

1091
01:16:52,916 --> 01:16:55,208
ساخت دیوار شهر خیلی خوب پیش رفت.

1092
01:16:55,416 --> 01:16:58,625
آقای ونبرت اطمینان داد که به موقع تموم می‌شه.

1093
01:16:58,708 --> 01:17:00,625
هوم، تجارت چطور؟

1094
01:17:00,791 --> 01:17:05,291
غذای خریداری شده از شهر لیویه امروز به اسکله رسید، بدون مشکل.

1095
01:17:05,375 --> 01:17:07,708
مقدار مشخصش اینجاست.

1096
01:17:07,958 --> 01:17:11,291
عالیجناب، به اندازه‌ی کافی دارید تا این زمستون رو دوام بیارید.

1097
01:17:11,500 --> 01:17:12,250
خب

1098
01:17:12,458 --> 01:17:16,208
پس از کسر هزینه‌ی خرید غله، هنوز یه مقدار سود جزئی داریم.

1099
01:17:16,375 --> 01:17:19,583
اگرچه عالیجناب درآمد تجاری داره

1100
01:17:19,625 --> 01:17:22,958
با این حال، کسری بودجه‌ی ما همچنان خیلی جدیه.

1101
01:17:23,083 --> 01:17:25,166
این احتمالاً راه حل بلندمدتی نیست.

1102
01:17:25,458 --> 01:17:29,958
هزینه‌های اصلی ما الان از پس‌انداز شخصی شما تأمین می‌شه.

1103
01:17:30,000 --> 01:17:34,083
با این سرعت، حداکثر تا بهار سال دیگه دوام می‌آره.

1104
01:17:34,250 --> 01:17:37,791
مشکلی نیست، همین که به اینجا رسیدید خوبه.

1105
01:17:38,000 --> 01:17:40,541
علاوه بر این، ما سنگ معدن هم معامله می‌کنیم.

1106
01:17:41,041 --> 01:17:44,375
به محض اینکه دیوار تعمیر بشه، می‌تونیم تو این شهر مرزی مستقر بشیم.

1107
01:17:44,583 --> 01:17:47,041
این تضمین می‌کنه که تولید سنگ معدن ادامه پیدا کنه.

1108
01:17:47,166 --> 01:17:50,208
من نگران این شاهزاده نیستم.

1109
01:17:50,291 --> 01:17:56,041
دوک رایان این رو بی‌پاسخ نمی‌ذاره، چون ما عرضه‌ی سنگ معدن به دژ چانگه رو قطع کردیم.

1110
01:17:56,125 --> 01:17:57,083
فقط در صورتی که

1111
01:17:58,041 --> 01:17:59,041
بفرمایید

1112
01:18:01,583 --> 01:18:04,125
عالیجناب، فرستاده‌ی دژ چانگه رسید.

1113
01:18:05,875 --> 01:18:10,250
باروف، همون الان گفتی غذایی که از شهر لیویه خریدی رسیده، نه؟

1114
01:18:10,583 --> 01:18:12,000
بله عالیجناب.

1115
01:18:12,333 --> 01:18:15,125
به آشپزخانه دستور بده از غذایی که تازه رسیده استفاده کنه.

1116
01:18:15,208 --> 01:18:16,833
یک ضیافت آماده کن

1117
01:18:17,208 --> 01:18:20,250
بعد از اینکه تالار شورا رو تمیز کردم، از همه پذیرایی می‌کنم.

1118
01:18:43,375 --> 01:18:46,333
آقای هرمن، خجالت نکشید.

1119
01:18:47,000 --> 01:18:49,625
آه، ممنون عالیجناب.

1120
01:18:51,375 --> 01:18:53,875
عالیجناب، اون دستتون چیه؟

1121
01:18:54,041 --> 01:18:56,208
اوه، منظور این؟

1122
01:18:56,625 --> 01:18:57,875
بهش می‌گم چاپ‌استیک

1123
01:18:58,708 --> 01:19:00,833
مردم من توانایی خرید قاشق‌های نقره‌ای رو ندارند.

1124
01:19:01,125 --> 01:19:04,125
اما چوب‌های کوچیک مثل این هم ارزونه هم بهداشتی.

1125
01:19:04,333 --> 01:19:08,625
مواد اولیه ساده و به راحتی در دسترسه، پس قصد دارم ترویجش رو در شهر مرزی شروع کنم.

1126
01:19:09,000 --> 01:19:10,875
البته

1127
01:19:11,500 --> 01:19:14,375
الان تو شهر مرزی غذای چندانی نداریم.

1128
01:19:14,833 --> 01:19:16,291
متاسفم که زحمت کشیدید.

1129
01:19:16,458 --> 01:19:18,958
نه عالیجناب، شما خیلی لطف دارید.

1130
01:19:19,375 --> 01:19:22,875
چنین غذایی حتی تو دژ هم معمول نبود.

1131
01:19:22,958 --> 01:19:26,125
هاها، مگه نه برای خوش‌آمدگویی به شما؟

1132
01:19:26,291 --> 01:19:27,625
ما معمولاً اینطور نیستیم.

1133
01:19:27,833 --> 01:19:31,041
این مواد اولیه همین امروز از شهر لیویه رسید.

1134
01:19:31,541 --> 01:19:34,125
آه، شهر لیویه

1135
01:19:34,583 --> 01:19:35,833
بله

1136
01:19:37,125 --> 01:19:39,833
بفرمایید آقای هرمن، خجالت نکشید.

1137
01:19:40,083 --> 01:19:42,125
بعد از غذا هر چی هست صحبت می‌کنیم.

1138
01:19:50,625 --> 01:19:52,625
بسیار سپاسگزارم از مهمان‌نوازیتون، عالیجناب.

1139
01:19:53,666 --> 01:19:56,958
من از طرف دژ چانگه اومدم تا بگم...

1140
01:19:57,541 --> 01:19:59,208
تاریخ تحویل سنگ معدن گذشته.

1141
01:20:00,166 --> 01:20:03,416
دژ طبق روال، غذا برای شهر مرزی آماده کرده بود.

1142
01:20:04,375 --> 01:20:05,500
اما

1143
01:20:06,750 --> 01:20:08,541
ما هنوز سنگ معدن رو دریافت نکردیم.

1144
01:20:09,750 --> 01:20:14,458
اخیراً یه اتفاق ناگوار افتاد.

1145
01:20:15,541 --> 01:20:19,208
ریزش در تونل معدن شمالی رخ داد و تولید برای مدت طولانی متوقف شد.

1146
01:20:20,041 --> 01:20:21,875
اوه، ریزش کرده.

1147
01:20:24,500 --> 01:20:27,833
خلاصه، نتونستیم مقدار توافق‌شده سنگ معدن رو جمع کنیم.

1148
01:20:27,875 --> 01:20:29,416
تولید فقط حدود دو ماه بود.

1149
01:20:29,666 --> 01:20:31,125
در مورد حادثه‌ی معدن شنیدم.

1150
01:20:31,291 --> 01:20:34,541
بیایید اول برای دو ماه پرداخت کنیم.

1151
01:20:34,916 --> 01:20:37,416
اون مقدار ناچیز غذایی که در ازای دو ماه سنگ معدن به دست می‌آرن

1152
01:20:37,500 --> 01:20:39,125
همسایه‌های من نمی‌تونند از پسش بربیان.

1153
01:20:41,083 --> 01:20:45,500
دو سال پیش، خیلی‌ها در شهر مرزی به خاطر کمبود غذا از گرسنگی مردند.

1154
01:20:46,166 --> 01:20:48,583
نمی‌ذارم این دوباره تکرار بشه.

1155
01:20:49,916 --> 01:20:52,833
این سیستم پایاپای با دژ

1156
01:20:54,500 --> 01:20:56,083
باید لغو بشه

1157
01:20:56,583 --> 01:20:59,458
آه، منظور عالیجناب چیه؟

1158
01:20:59,625 --> 01:21:03,125
راستش، من سنگ معدن رو به شهر لیویه فروختم.

1159
01:21:03,708 --> 01:21:06,625
همچنین به اندازه‌ی کافی غذا از شهر لیویه برای گذروندن زمستون خریدند.

1160
01:21:07,291 --> 01:21:09,625
آنها نه تنها حاضر بودند با طلا سنگ معدن بخرند

1161
01:21:09,958 --> 01:21:12,416
بلکه قصد دارند کالاهای مختلف رو به قیمت بازار بفروشند.

1162
01:21:13,166 --> 01:21:16,000
هر چیزی که با پول بشه خرید، می‌فروشند.

1163
01:21:16,208 --> 01:21:17,125
پس

1164
01:21:17,833 --> 01:21:21,208
تجارت با شهر لیویه برای شهر مرزی سودمندتره.

1165
01:21:23,708 --> 01:21:25,833
اوه، دوباره ریزش کرد.

1166
01:21:26,625 --> 01:21:31,333
پس کشتی‌های شهر لیویه که تو اسکله بودند، در اصل...

1167
01:21:41,875 --> 01:21:44,708
عالیجناب، منظور شما رو درک می‌کنم.

1168
01:21:45,458 --> 01:21:48,041
با این حال، به نظر می‌رسه چند تا مشکل با این کار هست.

1169
01:21:48,166 --> 01:21:50,083
اوه، بفرمایید.

1170
01:21:50,166 --> 01:21:53,500
تا جایی که می‌دونم، هیچوقت تجارت سنگ معدن در شهر لیویه وجود نداشته.

1171
01:21:53,833 --> 01:21:57,041
حتی اگر موافقت کنند که به پول نقد معامله کنند، قیمت خیلی بالا نخواهد بود.

1172
01:21:57,458 --> 01:22:01,083
به نظرم حداکثر نصف قیمت بازار باشه.

1173
01:22:01,541 --> 01:22:03,625
این برای شما ضرر داره.

1174
01:22:03,875 --> 01:22:05,291
می‌ترسم زیاد دوام نیاره.

1175
01:22:05,416 --> 01:22:09,250
تجارت توسط بازار تعیین می‌شه؛ دژ چانگه بیش از یک قرن در وسترلندز فعالیت داشته.

1176
01:22:09,791 --> 01:22:13,125
فقط یه دژ به این بزرگی می‌تونه این همه سنگ معدن رو مصرف کنه.

1177
01:22:13,625 --> 01:22:18,125
دژ از نظر چشم‌انداز توسعه و اندازه‌ی بازار، بسیار برتر از شهر لیویه است.

1178
01:22:18,875 --> 01:22:22,833
بنابراین، در بلندمدت، شهر مرزی باید عمدتاً با دژ تجارت کنه.

1179
01:22:22,916 --> 01:22:25,041
این به نفع هر دوی ماست.

1180
01:22:30,000 --> 01:22:31,166
۳۰٪

1181
01:22:31,791 --> 01:22:35,000
اگر دژ بتواند سنگ معدن رو با قیمت ۳۰٪ پایین‌تر از قیمت بازار تهیه کنه

1182
01:22:35,541 --> 01:22:37,041
اون وقت می‌تونیم به یه برد-برد برسیم.

1183
01:22:39,833 --> 01:22:44,875
خیلی وقت بود شنیده بودم که پررو هرمن از خانواده‌ی هانی‌ساکل، یه تاجر زرنگه.

1184
01:22:45,125 --> 01:22:46,750
همانطور که انتظار می‌رفت، شهرتش رو یدک می‌کشه.

1185
01:22:48,208 --> 01:22:50,083
ممنون از لطفتون عالیجناب.

1186
01:22:50,166 --> 01:22:51,958
بر اساس شرایطی که گفتید

1187
01:22:52,291 --> 01:22:54,375
واقعاً به برد-برد منجر می‌شه.

1188
01:22:54,666 --> 01:22:56,041
اما

1189
01:22:56,583 --> 01:23:00,291
آیا می‌تونید تضمین کنید که این تصمیم مورد اتفاق شش خانواده‌ی بزرگ دژ هست؟

1190
01:23:00,541 --> 01:23:01,500
این

1191
01:23:02,291 --> 01:23:04,083
نمی‌تونم صد درصد تضمین کنم

1192
01:23:04,625 --> 01:23:06,958
اما من مسئول تمام تجارت خارجی دژ هستم.

1193
01:23:07,333 --> 01:23:10,208
نهایت تلاشم رو می‌کنم تا عالیجناب دوک و شش خانواده‌ی بزرگ رو قانع کنم

1194
01:23:10,333 --> 01:23:11,875
این نتیجه‌ی برد-برد رو بپذیرند

1195
01:23:15,750 --> 01:23:19,958
به دژ برمی‌گردم تا قرارداد جدیدی تنظیم کنم و بعد به دیدار عالیجناب می‌آیم.

1196
01:23:20,458 --> 01:23:23,625
خوب، پس منتظر خبرهای خوب سفیر هستم.

1197
01:23:29,875 --> 01:23:32,625
عالیجناب، یه چیز دیگه.

1198
01:23:33,208 --> 01:23:36,958
تا زمستون فقط دو ماه مونده، شهر لیویه فاصله‌ی زیادی داره.

1199
01:23:38,458 --> 01:23:42,208
به راحتی ممکنه خطراتی تو راه پیش بیاد

1200
01:23:43,208 --> 01:23:47,041
بنابراین، من همچنان به شدت توصیه می‌کنم که در کنار دوک رایان بایستید.

1201
01:23:48,291 --> 01:23:50,958
با دقت برخی از مسائل عملی رو بررسی کنید

1202
01:23:51,541 --> 01:23:56,083
آقای هرمن اشتباه متوجه شدید؛ من هرگز قصد نداشتم مردمم زمستون رو در لیویه بگذرونند.

1203
01:23:56,458 --> 01:23:58,583
پس منظورتون اینه...

1204
01:23:58,708 --> 01:24:00,250
من قصد نداشتم به دژ چانگه برم.

1205
01:24:01,583 --> 01:24:02,833
ما هیچ جا نمی‌ریم.

1206
01:24:02,916 --> 01:24:06,375
این زمستون دیوار شهر رو می‌سازم و در شهر مرزی مستقر می‌شیم.

1207
01:24:10,125 --> 01:24:14,041
بگذارید اینجا به مرز جدید پادشاهی قلعه‌ی خاکستری تبدیل بشه

1208
01:24:17,500 --> 01:24:20,791
متوجه شدم عالیجناب، اما یه حرف آخر می‌زنم.

1209
01:24:20,958 --> 01:24:23,666
تصمیم شما سرنوشت تمام مردم شهر مرزی رو تحت تأثیر قرار می‌ده.

1210
01:24:24,125 --> 01:24:28,208
اگر همه‌چیز اشتباه پیش بره، شما راه فرار دارید، اما اونها ندارند.

1211
01:24:28,375 --> 01:24:32,166
ممنون از نگرانیتون سفیر. من کاملاً می‌دونم تصمیمم چه معنایی داره.

1212
01:24:32,625 --> 01:24:35,625
خوب، همه‌ی شرایط شما رو یادداشت کردم.

1213
01:24:52,791 --> 01:24:56,833
باروف، غذا رو طبق برنامه آماده کن.

1214
01:24:57,041 --> 01:24:58,541
چشم عالیجناب

1215
01:25:04,541 --> 01:25:08,166
اوه، اون بچه دیگه چی گفت؟

1216
01:25:08,833 --> 01:25:13,583
عالیجناب فرمودند که سنگ معدن موجود رو به شهر لیویه در قبال پول نقد فروخته‌اند.

1217
01:25:14,541 --> 01:25:15,583
و

1218
01:25:16,958 --> 01:25:20,208
همه‌ی غله‌ی زمستانی کل شهر رو از محصولات لیویه خریدند.

1219
01:25:25,958 --> 01:25:27,541
دیگه چی؟

1220
01:25:27,875 --> 01:25:30,541
شاهزاده رولند همچنین گفت

1221
01:25:30,625 --> 01:25:33,291
او امسال در ماه اهریمن به دژ پناه نخواهد برد.

1222
01:25:33,750 --> 01:25:37,791
مردم شهر نمی‌روند؛ عالیجناب در حال ساختن دیوار شهر در مرز هستند.

1223
01:25:37,958 --> 01:25:39,875
همچنین گفت

1224
01:25:40,083 --> 01:25:41,625
دیگه چی گفت؟

1225
01:25:41,833 --> 01:25:42,875
همچنین گفت

1226
01:25:42,958 --> 01:25:45,791
او مردمش رو رهبری خواهد کرد تا هیولاها رو شکست بده و از شهر مرزی محافظت کنه.

1227
01:25:46,125 --> 01:25:47,791
بگذارید شهر مرزی تبدیل بشه به

1228
01:25:47,958 --> 01:25:50,791
مرز جدید پادشاهی قلعه‌ی خاکستری

1229
01:25:53,291 --> 01:25:55,291
فکر می‌کنه اینجا جایی مثل

1230
01:25:55,583 --> 01:25:56,875
قلعه‌ی خاکستری؟

1231
01:25:57,458 --> 01:26:01,375
عالیجناب فکر نمی‌کنه که ساختن دیوار شهر مثل خونه‌بازی کردن بچه‌هاست؟

1232
01:26:01,541 --> 01:26:04,833
چند تا سنگ شکسته رو ردیف کنه و یه کم گل بماله

1233
01:26:04,875 --> 01:26:10,000
می‌ترسم به محض اینکه بلند بشه فرو بریزه، هاهاها.

1234
01:26:10,083 --> 01:26:13,416
عالیجناب، اون شاهزاده می‌خواد ما رو گول بزنه؟

1235
01:26:13,708 --> 01:26:16,291
پدرو ترسو بود و تحت تأثیرش قرار گرفت.

1236
01:26:16,541 --> 01:26:19,125
ما نمی‌تونیم گول بخوریم، اما اشکالی نداره.

1237
01:26:19,291 --> 01:26:22,166
اگر شکست بخورند، باید به دژ چانگه فرار کنند.

1238
01:26:22,291 --> 01:26:24,125
طبیعتاً در اختیار ما خواهند بود.

1239
01:26:24,375 --> 01:26:26,125
اگر اونجا بمیره

1240
01:26:26,208 --> 01:26:29,833
این نمایش مضحک تموم می‌شه و همه‌چیز خوبه.

1241
01:26:30,041 --> 01:26:31,333
بوریس

1242
01:26:31,541 --> 01:26:34,083
بله عالیجناب دوک

1243
01:26:34,166 --> 01:26:37,125
تو از دیوار شهر چی می‌دونی؟

1244
01:26:37,208 --> 01:26:40,041
عالیجناب، مدتی پیش

1245
01:26:40,083 --> 01:26:42,666
اون بچه داشت سنگ‌تراش و کارگر استخدام می‌کرد.

1246
01:26:42,875 --> 01:26:44,833
با این حال، من فکر می‌کردم

1247
01:26:44,958 --> 01:26:47,666
فکر می‌کردم داره باغچه‌ش رو درست می‌کنه یا چیزی.

1248
01:26:47,791 --> 01:26:50,208
چیزی درباره‌ی دیوار شهر نشنیدم.

1249
01:26:58,041 --> 01:27:02,291
اون دیوار رو تو پیلو دیدی؟

1250
01:27:02,500 --> 01:27:05,083
من قصد داشتم قبل از خروج از شهر مرزی چک کنم.

1251
01:27:05,625 --> 01:27:08,750
واقعاً افرادی در نزدیکی لبه‌ی جنگل هزارتو مشغول ساختن دیوار شهر هستند.

1252
01:27:09,458 --> 01:27:12,583
نمی‌دونم شاهزاده از چه روشی استفاده کرده که اینقدر سریع ساخته.

1253
01:27:12,875 --> 01:27:14,541
با این حال، دیوار شهر بزرگ نبود.

1254
01:27:14,916 --> 01:27:18,833
به نظر من، مقاومت در برابر هیولاها خیلی سخت خواهد بود.

1255
01:27:19,041 --> 01:27:20,791
نظر شما چیه؟

1256
01:28:29,458 --> 01:28:31,125
ساکنان شهر مرزی

1257
01:28:31,750 --> 01:28:35,583
من رولند ویمبلدون، شاهزاده‌ی چهارم پادشاهی قلعه‌ی خاکستری هستم.

1258
01:28:35,833 --> 01:28:40,458
همه رو امروز جمع کردم تا چیز مهمی بهتون بگم.

1259
01:28:41,000 --> 01:28:42,583
همین امروز صبح

1260
01:28:42,833 --> 01:28:45,583
فرستاده‌ی دژ چانگه به شهر مرزی رسید.

1261
01:28:45,958 --> 01:28:48,125
برای تحویل سنگ معدن اومده بودند.

1262
01:28:49,208 --> 01:28:53,916
همونطور که می‌دونید، یک ماه پیش با یه اتفاق ناگوار روبرو شدیم.

1263
01:28:54,250 --> 01:29:00,000
ریزش در تونل معدن شیب شمالی رخ داد و معدن هنوز به طور کامل تولید رو از سر نگرفته.

1264
01:29:00,291 --> 01:29:02,708
دیگه نمی‌تونیم سنگ معدن کافی جمع کنیم.

1265
01:29:03,208 --> 01:29:06,583
من وضعیت رو برای فرستاده توضیح دادم و امیدوارم که چشم‌پوشی کنه.

1266
01:29:06,708 --> 01:29:09,416
به ما غذای کافی برای زمستون داده شد.

1267
01:29:10,083 --> 01:29:12,333
اما او قبول نکرد.

1268
01:29:12,500 --> 01:29:14,708
جایی برای مذاکره نبود

1269
01:29:14,916 --> 01:29:18,083
امتناعش از اختصاص غذای کافی مثل این بود که

1270
01:29:18,208 --> 01:29:20,750
درست مثل ماه اهریمن دو سال پیش

1271
01:29:21,916 --> 01:29:25,833
بدتر از اون، ستاره‌شناس قلعه‌ی خاکستری به من گفت

1272
01:29:25,958 --> 01:29:28,625
امسال زمستون طولانی‌تر از حد معمول خواهد بود.

1273
01:29:28,833 --> 01:29:32,250
ماه اهریمن احتمالاً بیش از چهار ماه طول می‌کشه.

1274
01:29:32,625 --> 01:29:36,291
به عبارت دیگه، اگر اجازه بدیم اوضاع به همین منوال پیش بره...

1275
01:29:36,458 --> 01:29:40,333
فاجعه‌ی دو سال پیش دوباره رخ می‌ده، یا حتی جدی‌تر.

1276
01:29:41,208 --> 01:29:44,166
لطفاً به یاد داشته باشید، به یاد داشته باشید.

1277
01:29:44,291 --> 01:29:46,833
همه‌چیزی که دو سال پیش از دست دادیم

1278
01:29:47,583 --> 01:29:52,208
بعضی از ما دوستان رو از دست دادیم، بعضی عزیزان رو.

1279
01:29:52,583 --> 01:29:54,333
یکی بچه‌اش رو از دست داد

1280
01:29:54,958 --> 01:29:56,166
این بار

1281
01:29:56,916 --> 01:29:59,041
دیگه چی برای از دست دادن داریم؟

1282
01:29:59,625 --> 01:30:02,708
دیگه چی برای از دست دادن داریم؟

1283
01:30:05,708 --> 01:30:09,458
به نظر من هدف شاهزاده از جابجایی دیوارها باز هم به تجارت مربوط بود.

1284
01:30:10,041 --> 01:30:12,875
هدف نهایی‌اش پیشروی به عنوان تاکتیک عقب‌نشینی بود.

1285
01:30:13,041 --> 01:30:16,125
احتمالاً فقط می‌خوان ما رو مجبور کنند با شهر مرزی به پول خودمون تجارت کنیم.

1286
01:30:16,166 --> 01:30:19,208
عالیجناب رولند به خاطر فرمان تاج و تخت به عنوان ارباب به شهر مرزی فرستاده شد.

1287
01:30:19,541 --> 01:30:21,291
این اقدامات قابل درکه.

1288
01:30:22,125 --> 01:30:25,041
نیازی به درگیری مستقیم با خاندان سلطنتی قلعه‌ی خاکستری نداریم.

1289
01:30:25,708 --> 01:30:30,375
اگر بتونیم، همونطور که عالیجناب درخواست کردند، در آینده سنگ معدن رو با قیمت ۳۰٪ پایین‌تر از بازار بخریم...

1290
01:30:30,708 --> 01:30:32,583
این باز هم معامله‌ی ارزشمنده.

1291
01:30:32,708 --> 01:30:35,666
علاوه بر این، اگر او واقعاً بتونه شهر مرزی رو حفظ کنه...

1292
01:30:35,791 --> 01:30:37,208
به نفع ما هم هست

1293
01:30:37,333 --> 01:30:40,958
اولاً، می‌تونیم هزینه‌ی عظیم جنگ با هیولاها رو ذخیره کنیم.

1294
01:30:41,083 --> 01:30:46,083
دوماً، این منطقه‌ی وسیع بین دژ و شهر مرزی پتانسیل احیا و استفاده رو داره.

1295
01:30:46,291 --> 01:30:47,791
همه‌ی اینها قلمرو شماست.

1296
01:30:48,041 --> 01:30:51,333
در نهایت، عالیجناب رولند برای همیشه اینجا نمی‌مونه.

1297
01:30:51,500 --> 01:30:53,166
فرمان سلطنتی فقط پنج سال اعتبار داره.

1298
01:30:53,291 --> 01:30:56,375
پنج سال دیگه ما یه شهر مرزی آبادتر خواهیم داشت.

1299
01:30:56,458 --> 01:30:58,875
مردم اونجا همچنان مردم شما هستند.

1300
01:30:59,083 --> 01:31:02,291
اون موقع، شما سومین قلمرو بزرگ در کل پادشاهی قلعه‌ی خاکستری رو در اختیار خواهید داشت.

1301
01:31:02,958 --> 01:31:04,333
پس پیشنهاد من اینه

1302
01:31:04,875 --> 01:31:07,625
دژ از این پس سنگ معدن رو با ۳۰٪ پایین‌تر از قیمت بازار خریداری کنه.

1303
01:31:07,875 --> 01:31:11,458
همچنین افرادی رو برای کمک به شاهزاده‌ی چهارم در ساختن دیوار شهر و دفاع مشترک در برابر هیولاها بفرستند.

1304
01:31:12,583 --> 01:31:15,541
هاها، پدرو، تو خیلی ساده‌لوحی.

1305
01:31:15,958 --> 01:31:17,458
داری شوخی می‌کنی؟

1306
01:31:17,541 --> 01:31:21,500
ها ها ها ها

1307
01:31:22,208 --> 01:31:23,875
جالب بود

1308
01:31:24,333 --> 01:31:28,791
طبق حرفت، باید یه نتیجه‌ی برد-برد دیگه باشه، نه؟

1309
01:31:30,333 --> 01:31:31,125
بله

1310
01:31:31,208 --> 01:31:34,500
هوم، ایده‌ی خوبیه.

1311
01:31:35,458 --> 01:31:38,625
با این حال، در نهایت، باز هم فکر یه تاجره.

1312
01:31:38,875 --> 01:31:42,541
تاجرها فقط سود و زیان رو می‌بینند، با این حال

1313
01:31:43,041 --> 01:31:44,458
پدرو

1314
01:31:45,291 --> 01:31:49,416
موقعیت فعلی من با سنجیدن منافع به دست نیومده.

1315
01:31:49,791 --> 01:31:53,208
چرا با کسی که نمی‌تونم کنترلش کنم، تجارت کنم؟

1316
01:31:54,375 --> 01:31:58,458
اینجا، نافرمانی از من مجازات داره.

1317
01:31:58,875 --> 01:32:04,208
این که شهر مرزی آباد باشه یا ویران، مهم نیست؛ مهم اینه...

1318
01:32:04,416 --> 01:32:07,916
این قلمرو منه، هیچ کس نمی‌تونه دخالت کنه.

1319
01:32:08,458 --> 01:32:10,791
حتی شاهزاده‌ها هم استثنا نیستند.

1320
01:32:11,708 --> 01:32:15,208
ببین، این غذاییه که از شهر لیویه برای زمستون خریدم.

1321
01:32:15,250 --> 01:32:18,125
همین امروز صبح به شهر مرزی رسید.

1322
01:32:18,208 --> 01:32:21,458
نان، پنیر، نوشیدنی عسل و گوشت خشک داشت.

1323
01:32:21,583 --> 01:32:24,708
به اندازه‌ی کافی برای همه تا تمام زمستون سیر بشن.

1324
01:32:24,958 --> 01:32:30,041
به نام ویمبلدون قسم می‌خورم که هرگز نمی‌ذاریم فاجعه‌ی دو سال پیش تکرار بشه.

1325
01:32:30,083 --> 01:32:35,208
ممنون عالیجناب! زنده باد شاهزاده!

1326
01:32:35,291 --> 01:32:36,250
اما

1327
01:32:37,125 --> 01:32:40,458
این به منزله‌ی توهین به دژ چانگه است.

1328
01:32:40,875 --> 01:32:44,500
تهدید کردند که پناهگاه زمستانی همه رو قطع می‌کنند.

1329
01:32:44,875 --> 01:32:47,958
بهشون گفتم ما امسال هیچ جا نمی‌ریم.

1330
01:32:48,166 --> 01:32:51,791
ما زمستون رو در خونه‌ی خودمون، در این شهر مرزی می‌گذرونیم.

1331
01:32:52,750 --> 01:32:55,958
شاید بعضی از شما قسمت غربی شهر مرزی رو دیده باشید.

1332
01:32:56,083 --> 01:32:58,708
یک دیوار محکم به تدریج در حال ساخته شدنه.

1333
01:32:59,250 --> 01:33:02,416
می‌دونم بعضی‌ها نگرانند که بتونیم در برابر حمله‌ی هیولاها مقاومت کنیم یا نه.

1334
01:33:02,916 --> 01:33:07,208
و می‌خوام بهتون بگم که هیولاها از حیوانات وحشی معمولی قوی‌تر نیستند.

1335
01:33:08,000 --> 01:33:09,791
اگرچه پوست کلفت و سختی دارند

1336
01:33:10,083 --> 01:33:12,625
اما نمی‌تونند از دیوار بالا برن یا سنگ رو گاز بگیرند.

1337
01:33:12,875 --> 01:33:14,875
آنها فقط یه سری هدف‌های بدبختند.

1338
01:33:16,000 --> 01:33:20,541
من رولند ویمبلدون، شاهزاده‌ی چهارم پادشاهی قلعه‌ی خاکستری هستم.

1339
01:33:20,750 --> 01:33:23,125
اینجا قوی‌ترین درخواست رو مطرح می‌کنیم

1340
01:33:23,458 --> 01:33:25,291
هر کسی که می‌تونه اسلحه به دست بگیره

1341
01:33:25,333 --> 01:33:29,208
برای دفاع از سرزمینمون و زندگی با عزت

1342
01:33:29,375 --> 01:33:31,875
اسلحه بردارید و به شبه‌نظامیان بپیوندید

1343
01:33:32,041 --> 01:33:35,583
همه‌ی اعضای شبه‌نظامی ماهانه بیست و پنج سیلور ولف دریافت می‌کنند.

1344
01:33:35,791 --> 01:33:41,208
اگر کسی به طرز غم‌انگیزی جان خود رو از دست بده، خانواده‌اش پنج اژدهای طلا غرامت می‌گیرند.

1345
01:33:41,666 --> 01:33:45,125
به من بگید ترجیح می‌دید تو کلبه‌های دژ چانگه پنهان بشید؟

1346
01:33:45,208 --> 01:33:47,750
تا به طرز رقت‌انگیزی از گرسنگی بمیرید یا به طرز تحقیرآمیزی از سرما بمیرید؟

1347
01:33:47,875 --> 01:33:49,708
یا تحت رهبری من

1348
01:33:49,791 --> 01:33:53,833
از عزیزان و همراهان محافظت کنید، از شهر مرزی نگهبانی بدید و از سرزمین خودتون دفاع کنید.

1349
01:33:53,958 --> 01:33:55,875
تا آخرین لحظه

1350
01:34:07,375 --> 01:34:12,041
همین الان گفتی هوای اطراف ما از گازهای مختلفی تشکیل شده، درسته؟

1351
01:34:12,333 --> 01:34:15,166
البته، حتی اگر شبیه هم به نظر برسند

1352
01:34:15,208 --> 01:34:17,000
عالیجناب، من نمی‌فهمم.

1353
01:34:17,333 --> 01:34:20,291
از اونجایی که شبیه هم هستند، چطور می‌دونی گازهای مختلفی وجود داره؟

1354
01:34:20,708 --> 01:34:22,125
بذار بهت ثابت کنم.

1355
01:34:22,541 --> 01:34:25,000
آنا، لطفاً این شمع رو برام روشن کن.

1356
01:34:25,333 --> 01:34:26,708
اوه، باشه

1357
01:34:31,541 --> 01:34:35,708
می‌دونی اگه این لیوان رو بذارم روش چی میشه؟

1358
01:34:35,833 --> 01:34:39,125
شعله خاموش می‌شه.

1359
01:34:39,625 --> 01:34:41,708
پس چرا شعله خاموش شد؟

1360
01:34:42,375 --> 01:34:45,125
چون هوای داخل لیوان سوخت.

1361
01:34:46,416 --> 01:34:49,333
منظورت اینه که چون دیگه هوایی توی بطری نیست؟

1362
01:34:49,500 --> 01:34:50,791
پس شعله خاموش شد.

1363
01:34:50,875 --> 01:34:52,083
بله عالیجناب.

1364
01:34:52,291 --> 01:34:56,000
ناناوا، آب آهک رو از اونجا توی این تشت بریز.

1365
01:34:56,041 --> 01:34:57,875
اوه

1366
01:35:01,458 --> 01:35:03,333
حالا بیا نگاه کنیم.

1367
01:35:03,708 --> 01:35:06,666
اگه این بطری رو بلند کنم چی میشه؟

1368
01:35:12,208 --> 01:35:14,875
آه، این

1369
01:35:15,125 --> 01:35:17,083
اگر هیچ‌چیزی توی لیوان نبود

1370
01:35:17,083 --> 01:35:19,166
تغییرات حباب‌ها و سطح آب رو نمی‌دیدیم.

1371
01:35:19,166 --> 01:35:22,083
این نشون میده که هوا حداقل شامل دو گاز مختلف است.

1372
01:35:22,375 --> 01:35:25,875
در واقع، سوختن شمع فقط بخشی از هوا رو مصرف می‌کنه.

1373
01:35:26,291 --> 01:35:28,833
بخش دیگه نمی‌تونه در سوختن شرکت کنه.

1374
01:35:28,875 --> 01:35:30,458
همچنین آب آهک رو کدر می‌کنه.

1375
01:35:30,666 --> 01:35:33,833
اگرچه هر دو بی‌رنگ و بی‌بو هستند، اما خواص کاملاً متفاوتی دارند.

1376
01:35:33,875 --> 01:35:35,833
به نظر که اینطوره.

1377
01:35:36,208 --> 01:35:37,625
اما دونستن این همه به چه دردی می‌خوره؟

1378
01:35:37,708 --> 01:35:39,833
اگر فقط از گاز اول استفاده کنیم

1379
01:35:40,166 --> 01:35:41,916
شعله‌ها روشن‌تر می‌سوزند.

1380
01:35:42,333 --> 01:35:43,916
گاز دوم

1381
01:35:44,083 --> 01:35:45,916
می‌تونه شعله رو سریع خاموش کنه.

1382
01:35:47,750 --> 01:35:50,708
درسته، از وقتی انسان‌ها استفاده از آتش رو یاد گرفتند...

1383
01:35:50,833 --> 01:35:52,375
از حیوانات جدا شدند.

1384
01:35:52,750 --> 01:35:54,791
ریشه‌اش ممکنه فقط یه تصادف بوده باشه.

1385
01:35:54,875 --> 01:35:56,625
شاید صاعقه درختان رو آتش زده.

1386
01:35:56,708 --> 01:35:59,916
شاید جرقه‌های برخورد سنگ‌ها آتش رو روشن کرده.

1387
01:36:00,041 --> 01:36:03,666
اما اگه کسی متوجه این نشه، هیچ‌کس سعی نمی‌کنه ازش استفاده کنه.

1388
01:36:03,875 --> 01:36:05,875
ما ممکنه هنوز مثل حیوانات وحشی باشیم.

1389
01:36:06,000 --> 01:36:07,583
هدف این آزمایش اینه که بهتون بگه...

1390
01:36:07,791 --> 01:36:10,541
کنجکاوی و تفکر انتقادی، نیروهای محرکه‌ی پیشرفت بشرند.

1391
01:36:10,625 --> 01:36:12,833
عالیجناب، تازه زیر بارون گرفتید، یه کم آب گرم بخورید.

1392
01:36:13,541 --> 01:36:14,875
ممنون کارتر.

1393
01:36:15,083 --> 01:36:19,000
در واقع، طبیعت نیروهای نهفته‌ی زیادی داره که منتظر کشف و استفاده‌ی ما هستند.

1394
01:36:19,583 --> 01:36:23,750
ممکنه کوچک به نظر برسن، اما وقتی متحد بشن، می‌تونند نیروی شگفت‌انگیزی تولید کنند.

1395
01:36:24,166 --> 01:36:27,041
باور دارم قدرت جادوگران هم همینطوره.

1396
01:36:27,791 --> 01:36:30,083
درس امروز تموم شد، کارتر.

1397
01:36:30,500 --> 01:36:31,833
تو مسئول برگردوندن ناناوا هستی.

1398
01:36:31,916 --> 01:36:32,875
چشم عالیجناب

1399
01:36:33,041 --> 01:36:34,166
خداحافظ عالیجناب

1400
01:36:35,125 --> 01:36:37,541
آنا، تو هم برو استراحت کن.

1401
01:36:37,708 --> 01:36:38,791
ممنون عالیجناب.

1402
01:36:40,500 --> 01:36:43,041
اوه، راستی کارتر، تأیید کردی؟

1403
01:36:43,250 --> 01:36:46,625
پودر برف و ژله‌ی انبه‌ای که خواسته بودم توی محموله‌ای که امروز از شهر لیویه برگشت، بود؟

1404
01:36:46,750 --> 01:36:49,625
اوه بله عالیجناب، قبلاً افرادی رو برای آمارگیری فرستادم.

1405
01:36:49,750 --> 01:36:52,500
اما به این همه پودر برف و بستنی برای چی نیاز دارید؟

1406
01:36:52,916 --> 01:36:56,375
ما هیچ جشن یا چیز خوبی برای خنک کردن نداریم.

1407
01:36:59,083 --> 01:37:00,583
برای آزمایش بعدی

1408
01:38:02,750 --> 01:38:03,958
تکان نخور